commixes well
به خوبی مخلوط می شود
commixes easily
به راحتی مخلوط می شود
commixes thoroughly
به طور کامل مخلوط می شود
commixes evenly
به طور یکنواخت مخلوط می شود
commixes perfectly
به طور کامل مخلوط می شود
commixes smoothly
به طور روان مخلوط می شود
commixes nicely
به زیبایی مخلوط می شود
commixes rapidly
به سرعت مخلوط می شود
commixes completely
به طور کامل مخلوط می شود
commixes efficiently
به طور کارآمد مخلوط می شود
the artist commixes different styles in her paintings.
هنرمند سبکهای مختلف را در نقاشیهای خود با هم ترکیب میکند.
the chef commixes flavors to create unique dishes.
سرآشپز طعمها را با هم ترکیب میکند تا غذاهای منحصربهفردی ایجاد کند.
in chemistry, one often commixes various substances.
در شیمی، اغلب مواد مختلف با هم ترکیب میشوند.
the music commixes genres to appeal to a wider audience.
موسیقی ژانرهای مختلف را با هم ترکیب میکند تا مخاطبان گستردهتری را جذب کند.
he commixes traditional and modern techniques in his work.
او تکنیکهای سنتی و مدرن را در کار خود با هم ترکیب میکند.
the project commixes technology and art for innovative results.
این پروژه فناوری و هنر را برای دستیابی به نتایج نوآورانه با هم ترکیب میکند.
the drink commixes several fruit juices for a refreshing taste.
این نوشیدنی چند آبمیوه را با هم ترکیب میکند تا طعمی دلپذیر داشته باشد.
she commixes her knowledge of science with her passion for writing.
او دانش خود از علم را با اشتیاق خود به نوشتن ترکیب میکند.
the festival commixes local traditions with modern entertainment.
این جشنواره سنتهای محلی را با سرگرمیهای مدرن با هم ترکیب میکند.
the recipe commixes various spices for enhanced flavor.
این دستور غذا ادویههای مختلف را برای افزایش طعم با هم ترکیب میکند.
commixes well
به خوبی مخلوط می شود
commixes easily
به راحتی مخلوط می شود
commixes thoroughly
به طور کامل مخلوط می شود
commixes evenly
به طور یکنواخت مخلوط می شود
commixes perfectly
به طور کامل مخلوط می شود
commixes smoothly
به طور روان مخلوط می شود
commixes nicely
به زیبایی مخلوط می شود
commixes rapidly
به سرعت مخلوط می شود
commixes completely
به طور کامل مخلوط می شود
commixes efficiently
به طور کارآمد مخلوط می شود
the artist commixes different styles in her paintings.
هنرمند سبکهای مختلف را در نقاشیهای خود با هم ترکیب میکند.
the chef commixes flavors to create unique dishes.
سرآشپز طعمها را با هم ترکیب میکند تا غذاهای منحصربهفردی ایجاد کند.
in chemistry, one often commixes various substances.
در شیمی، اغلب مواد مختلف با هم ترکیب میشوند.
the music commixes genres to appeal to a wider audience.
موسیقی ژانرهای مختلف را با هم ترکیب میکند تا مخاطبان گستردهتری را جذب کند.
he commixes traditional and modern techniques in his work.
او تکنیکهای سنتی و مدرن را در کار خود با هم ترکیب میکند.
the project commixes technology and art for innovative results.
این پروژه فناوری و هنر را برای دستیابی به نتایج نوآورانه با هم ترکیب میکند.
the drink commixes several fruit juices for a refreshing taste.
این نوشیدنی چند آبمیوه را با هم ترکیب میکند تا طعمی دلپذیر داشته باشد.
she commixes her knowledge of science with her passion for writing.
او دانش خود از علم را با اشتیاق خود به نوشتن ترکیب میکند.
the festival commixes local traditions with modern entertainment.
این جشنواره سنتهای محلی را با سرگرمیهای مدرن با هم ترکیب میکند.
the recipe commixes various spices for enhanced flavor.
این دستور غذا ادویههای مختلف را برای افزایش طعم با هم ترکیب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید