communiques

[ایالات متحده]/kəˈmjuːnɪkeɪ/
[بریتانیا]/kəˈmjunɪkeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعلامیه‌ها یا گزارش‌های رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

official communiques

بیانیه‌های رسمی

press communiques

بیانیه‌های مطبوعاتی

diplomatic communiques

بیانیه‌های دیپلماتیک

internal communiques

بیانیه‌های داخلی

joint communiques

بیانیه‌های مشترک

formal communiques

بیانیه‌های رسمی

summary communiques

بیانیه‌های خلاصه

urgent communiques

بیانیه‌های فوری

weekly communiques

بیانیه‌های هفتگی

final communiques

بیانیه‌های نهایی

جملات نمونه

the government issued several communiques about the new policy.

دولت چندین اطلاعیه در مورد سیاست جدید منتشر کرد.

in the meeting, we discussed the importance of timely communiques.

در جلسه، ما اهمیت انتشار به موقع اطلاعیه‌ها را مورد بحث قرار دادیم.

the communiques from the summit were widely reported in the media.

اطلاعیه‌های اجلاس به طور گسترده در رسانه ها گزارش شد.

diplomatic communiques often contain sensitive information.

اطلاعیه‌های دیپلماتیک اغلب حاوی اطلاعات حساس هستند.

she is responsible for drafting the official communiques.

او مسئول تهیه اطلاعیه‌های رسمی است.

communiques can help clarify misunderstandings between parties.

اطلاعیه‌ها می‌توانند به روشن شدن سوء تفاهم‌ها بین طرفین کمک کنند.

the organization released several communiques during the crisis.

سازمان در طول بحران چندین اطلاعیه منتشر کرد.

he analyzed the communiques to understand the negotiations better.

او اطلاعیه‌ها را تجزیه و تحلیل کرد تا بهتر در مورد مذاکرات بفهمد.

regular communiques keep stakeholders informed of developments.

اطلاعیه‌های منظم ذینفعان را از تحولات مطلع می‌کنند.

the communiques were crucial for maintaining transparency.

اطلاعیه‌ها برای حفظ شفافیت بسیار مهم بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید