communizing

[ایالات متحده]/[ˈkɒmjuːnaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːmjʊnaɪzɪŋ]/

ترجمه

v. (گذاره‌ای) به یک سیستم کمونیستی تبدیل کردن یا آن را زیر یک سیستم کمونیستی قرار دادن؛ کمونیسم را اجبار کردن؛ رایج کردن؛ به اشتراک گذاشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

communizing economies

اقتصادات کمونیستی کردن

communizing influence

تأثیر کمونیستی کردن

communizing states

دولت‌های کمونیستی کردن

communizing policies

سیاست‌های کمونیستی کردن

communizing system

سیستم کمونیستی کردن

communizing ideology

ایده‌ولوژی کمونیستی کردن

communizing movement

حرکت کمونیستی کردن

communizing efforts

کوشش‌های کمونیستی کردن

communizing society

جامعه‌ای کمونیستی کردن

communizing vision

دیدگاه کمونیستی کردن

جملات نمونه

the government is actively communizing healthcare services across the state.

دولت به طور فعال سرویس‌های بهداشتی را در سراسر کشور جمعیتی می‌کند.

critics argue that communizing property rights would stifle innovation.

انتقادات می‌گویند که جمعیتی کردن حقوق مالکیت می‌تواند نوآوری را کاهش دهد.

the project aims to communize access to essential resources for all citizens.

این پروژه به منظور جمعیتی کردن دسترسی به منابع ضروری برای تمام شهروندان است.

historically, communizing land led to decreased agricultural productivity.

تاریخچه نشان می‌دهد که جمعیتی کردن زمین‌ها منجر به کاهش بهره‌وری کشاورزی شده است.

they proposed communizing the company's profits for employee benefits.

آن‌ها پیشنهاد دادند که سود شرکت را برای مزایای کارکنان جمعیتی کنند.

the ideology advocated for communizing all means of production.

این دیدگاه به جمعیتی کردن تمام وسائل تولید تشویق می‌کند.

communizing the data could improve collaboration within the team.

جمعیتی کردن داده‌ها می‌تواند همکاری درون تیم را بهبود بخشد.

the plan involves communizing transportation networks for better efficiency.

این برنامه شامل جمعیتی کردن شبکه‌های حمل و نقل برای افزایش کارایی است.

communizing knowledge and experience is crucial for organizational growth.

جمعیتی کردن دانش و تجربه برای رشد سازمانی حیاتی است.

the proposal suggested communizing vacation time among team members.

این پیشنهاد پیشنهاد داد که زمان تعطیلات را در میان اعضای تیم جمعیتی کنند.

communizing information resources can enhance transparency and accountability.

جمعیتی کردن منابع اطلاعاتی می‌تواند شفافیت و مسئولیت‌پذیری را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید