collectivizing

[ایالات متحده]/kəˈlɛktɪvaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/kəˈlɛktɪvaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند ایجاد چیزی جمعی یا اجتماعی

عبارات و ترکیب‌ها

collectivizing resources

تجميع منابع

collectivizing efforts

تجميع تلاش‌ها

collectivizing labor

تجميع نیروی کار

collectivizing production

تجميع تولید

collectivizing communities

تجميع جوامع

collectivizing agriculture

تجميع کشاورزی

collectivizing services

تجميع خدمات

collectivizing knowledge

تجميع دانش

collectivizing assets

تجميع دارایی‌ها

collectivizing initiatives

تجميع ابتکارها

جملات نمونه

collectivizing resources can lead to more efficient use.

تجميع منابع می‌تواند منجر به استفاده کارآمدتر شود.

the government is focused on collectivizing agriculture.

دولت بر جمع‌آوری کشاورزی متمرکز است.

collectivizing efforts can strengthen community bonds.

تلاش‌های جمع‌آوری می‌تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.

they are collectivizing their efforts to improve education.

آنها در حال جمع‌آوری تلاش‌های خود برای بهبود آموزش هستند.

collectivizing production can enhance sustainability.

تولید جمع‌آوری می‌تواند پایداری را افزایش دهد.

the idea of collectivizing labor has gained popularity.

ایده جمع‌آوری نیروی کار محبوبیت بیشتری به دست آورده است.

collectivizing services can reduce costs for everyone.

ارائه خدمات جمع‌آوری می‌تواند هزینه‌ها را برای همه کاهش دهد.

they are discussing the benefits of collectivizing their resources.

آنها در مورد مزایای جمع‌آوری منابع خود بحث می‌کنند.

collectivizing efforts often leads to better outcomes.

تلاش‌های جمع‌آوری اغلب منجر به نتایج بهتر می‌شود.

collectivizing information can help in decision-making.

جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند به تصمیم‌گیری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید