compensable

[ایالات متحده]/ˈkɒmpənseɪbəl/
[بریتانیا]/ˈkɑːmpənseɪbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل جبران; از نظر قانونی قابل جبران

عبارات و ترکیب‌ها

compensable loss

خسارت قابل جبران

compensable damage

آسیب قابل جبران

compensable expense

هزینه قابل جبران

compensable injury

آسیب جسمانی قابل جبران

compensable claim

ادعای قابل جبران

compensable benefit

مزیت قابل جبران

compensable work

کار قابل جبران

compensable period

دوره قابل جبران

compensable event

واقعه قابل جبران

compensable service

خدمات قابل جبران

جملات نمونه

the injury was deemed compensable under the insurance policy.

آسیب وارده تحت بیمه‌نامه قابل جبران تشخیص داده شد.

employees are entitled to compensable leave for medical reasons.

کارمندان واجد شرایط مرخصی قابل جبران به دلیل دلایل پزشکی هستند.

she filed a claim for compensable damages after the accident.

پس از حادثه، او برای خسارات قابل جبران ادعایی مطرح کرد.

not all losses are compensable in this contract.

همه تلفات در این قرارداد قابل جبران نیستند.

the lawyer explained what constitutes a compensable injury.

وکیل توضیح داد چه چیزی یک آسیب قابل جبران را تشکیل می دهد.

compensable expenses must be documented properly.

هزینه‌های قابل جبران باید به درستی مستند شوند.

the company policy outlines compensable work-related injuries.

سیاست شرکت صدمات ناشی از کار قابل جبران را مشخص می کند.

he was surprised to learn that his loss was not compensable.

او از اینکه متوجه شد ضرر او قابل جبران نیست، متعجب شد.

understanding compensable benefits can help employees.

درک مزایای قابل جبران می تواند به کارمندان کمک کند.

they reviewed the list of compensable items before submitting the claim.

آنها لیست اقلام قابل جبران را قبل از ارسال ادعا بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید