compensable loss
خسارت قابل جبران
compensable damage
آسیب قابل جبران
compensable expense
هزینه قابل جبران
compensable injury
آسیب جسمانی قابل جبران
compensable claim
ادعای قابل جبران
compensable benefit
مزیت قابل جبران
compensable work
کار قابل جبران
compensable period
دوره قابل جبران
compensable event
واقعه قابل جبران
compensable service
خدمات قابل جبران
the injury was deemed compensable under the insurance policy.
آسیب وارده تحت بیمهنامه قابل جبران تشخیص داده شد.
employees are entitled to compensable leave for medical reasons.
کارمندان واجد شرایط مرخصی قابل جبران به دلیل دلایل پزشکی هستند.
she filed a claim for compensable damages after the accident.
پس از حادثه، او برای خسارات قابل جبران ادعایی مطرح کرد.
not all losses are compensable in this contract.
همه تلفات در این قرارداد قابل جبران نیستند.
the lawyer explained what constitutes a compensable injury.
وکیل توضیح داد چه چیزی یک آسیب قابل جبران را تشکیل می دهد.
compensable expenses must be documented properly.
هزینههای قابل جبران باید به درستی مستند شوند.
the company policy outlines compensable work-related injuries.
سیاست شرکت صدمات ناشی از کار قابل جبران را مشخص می کند.
he was surprised to learn that his loss was not compensable.
او از اینکه متوجه شد ضرر او قابل جبران نیست، متعجب شد.
understanding compensable benefits can help employees.
درک مزایای قابل جبران می تواند به کارمندان کمک کند.
they reviewed the list of compensable items before submitting the claim.
آنها لیست اقلام قابل جبران را قبل از ارسال ادعا بررسی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید