complecting

[ایالات متحده]/kəmˈplɛktɪŋ/
[بریتانیا]/kəmˈplɛktɪŋ/

ترجمه

vt. به هم بافتن; به هم تنیدن

عبارات و ترکیب‌ها

complecting colors

تکمیل رنگ‌ها

complecting styles

تکمیل سبک‌ها

complecting elements

تکمیل عناصر

complecting ideas

تکمیل ایده‌ها

complecting patterns

تکمیل الگوها

complecting themes

تکمیل مضامین

complecting features

تکمیل ویژگی‌ها

complecting designs

تکمیل طرح‌ها

complecting concepts

تکمیل مفاهیم

جملات نمونه

complecting the project on time is essential.

تکمیل پروژه به موقع ضروری است.

she is complecting her studies with a focus on biology.

او در حال تحصیل با تمرکز بر زیست شناسی است.

complecting the puzzle took longer than expected.

تکمیل پازل بیشتر از حد انتظار طول کشید.

he is complecting his training to become a certified coach.

او در حال گذراندن دوره آموزشی خود برای تبدیل شدن به یک مربی گواهی شده است.

complecting the report required extensive research.

تکمیل گزارش نیاز به تحقیقات گسترده داشت.

complecting the renovation will increase the property's value.

تکمیل بازسازی ارزش ملک را افزایش خواهد داد.

she is complecting her collection of rare stamps.

او در حال تکمیل مجموعه تمبرهای کمیاب خود است.

complecting the application was a straightforward process.

تکمیل درخواست یک فرآیند ساده بود.

the team is complecting their strategy for the upcoming game.

تیم در حال تکمیل استراتژی خود برای بازی آینده است.

complecting the training program is a requirement for all employees.

تکمیل برنامه آموزشی یک شرط برای همه کارمندان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید