amassing

[ایالات متحده]/[əˈmæsɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈmæsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جمع‌آوری یا انباشتن (چیز) در طول یک دوره زمانی؛ جمع کردن یا گردآوری مقدار زیادی از چیزی؛ انباشتن ثروت یا منابع.

عبارات و ترکیب‌ها

amassing wealth

تکدیل ثروت

amassing data

تکدیل داده

amassed knowledge

دانش انباشته

amassing support

تکدیل حمایت

amassing evidence

تکدیل مدارک

amassing resources

تکدیل منابع

amassing power

تکدیل قدرت

amassing funds

تکدیل بودجه

amassing influence

تکدیل نفوذ

amassing details

تکدیل جزئیات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید