compiling

[ایالات متحده]/[ˈkɒmpaɪlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːmpaɪlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of compile) گردآوری اطلاعات از منابع مختلف و قرار دادن آن‌ها به صورت منظم؛ نوشتن برنامه‌های کامپیوتری به زبان برنامه‌نویسی سطح بالا؛ تهیه نسخه نهایی یک سند یا متن.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

compiling data

جمع‌آوری داده‌ها

compiling a list

تهیه لیست

compiling reports

تهیه گزارش‌ها

compiled code

کد کامپایل شده

compiling information

جمع‌آوری اطلاعات

compiling resources

جمع‌آوری منابع

compiling evidence

جمع‌آوری مدارک

compiling notes

تهیه یادداشت‌ها

compiling results

تهیه نتایج

compiling documentation

تهیه مستندات

جملات نمونه

the compiler is currently compiling the code.

کامپایلر در حال حاضر کد را کامپایل می‌کند.

we are compiling a list of potential candidates.

ما در حال تهیه لیستی از نامزدهای احتمالی هستیم.

the team is compiling data from various sources.

تیم داده‌ها را از منابع مختلف جمع‌آوری می‌کند.

she's compiling a report on the project's progress.

او در حال تهیه گزارشی در مورد پیشرفت پروژه است.

the software is compiling quickly thanks to the new processor.

به لطف پردازنده جدید، نرم‌افزار به سرعت کامپایل می‌شود.

he's compiling a collection of short stories.

او در حال تهیه مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است.

the system is compiling the user's preferences.

سیستم در حال کامپایل تنظیمات کاربر است.

they are compiling feedback from the customers.

آنها در حال جمع‌آوری بازخورد از مشتریان هستند.

the program is compiling the image files.

برنامه در حال کامپایل فایل‌های تصویری است.

the compiler is compiling the program into machine code.

کامپایلر در حال کامپایل برنامه به کد ماشین است.

we are compiling a comprehensive guide to the city.

ما در حال تهیه یک راهنمای جامع از شهر هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید