complicatednesses

[ایالات متحده]//ˈkɒm.plɪ.keɪ.tɪd.nəs.ɪz//
[بریتانیا]//ˈkɑːm.plə.keɪ.tɪd.nəs.ɪz//

ترجمه

n. صورت جمع از complicatedness؛ ویژگی‌ها یا حالت‌های بودن پیچیده یا پیچ‌درپی.

جملات نمونه

the complicatednesses of the tax code frustrate many citizens.

پیچیدگی‌های قانون مالیاتی بسیاری از شهروندان را ناراحت می‌کند.

we discussed the complicatednesses involved in the merger.

ما پیچیدگی‌هایی که در ادغام مطرح بود را بحث کردیم.

she explained the complicatednesses of the legal proceedings.

او پیچیدگی‌های فرآیندهای حقوقی را توضیح داد.

the complicatednesses of international diplomacy require patience.

پیچیدگی‌های دипломاسی بین‌المللی به صبر نیاز دارد.

he underestimated the complicatednesses of the project.

او پیچیدگی‌های پروژه را کم‌تر از آنچه بود ارزیابی کرد.

the complicatednesses of human relationships are endless.

پیچیدگی‌های روابط انسانی بدون پایان است.

they navigated the complicatednesses of the healthcare system.

آن‌ها پیچیدگی‌های سیستم بهداشتی را ناوبری کردند.

i appreciate the complicatednesses of this mathematical problem.

من پیچیدگی‌های این مسئله ریاضی را ارزش‌مند می‌دانم.

the report detailed the complicatednesses of the supply chain.

گزارش پیچیدگی‌های زنجیره تأمین را به‌طور جزئی توضیح داد.

we must address the complicatednesses before proceeding.

ما باید پیچیدگی‌ها را قبل از ادامه کار بررسی کنیم.

the complicatednesses of climate change are multifaceted.

پیچیدگی‌های تغییرات اقلیمی چندوجهی است.

she handled the complicatednesses of the situation gracefully.

او پیچیدگی‌های این وضعیت را با حوصله مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید