component-based

[ایالات متحده]/[kɒmˈpɒʊnənt beɪst]/
[بریتانیا]/[kəmˈpoʊnənt beɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویکردی به توسعه نرم‌افزار که بر استفاده از اجزای قابل استفاده مجدد تاکید دارد.
adj. مربوط به یا مبتنی بر استفاده از اجزا؛ استفاده از یک رویکرد طراحی ماژولار که سیستم‌ها از اجزای مستقل ساخته می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

component-based design

طراحی مبتنی بر مؤلفه

component-based system

سیستم مبتنی بر مؤلفه

component-based approach

رویکرد مبتنی بر مؤلفه

component-based architecture

معماری مبتنی بر مؤلفه

component-based development

توسعه مبتنی بر مؤلفه

component-based solution

راه حل مبتنی بر مؤلفه

building component-based

ساختن مبتنی بر مؤلفه

using component-based

استفاده از مبتنی بر مؤلفه

component-based testing

آزمایش مبتنی بر مؤلفه

component-based framework

چارچوب مبتنی بر مؤلفه

جملات نمونه

the software utilizes a component-based architecture for increased flexibility.

نرم‌افزار از یک معماری مبتنی بر اجزا برای افزایش انعطاف‌پذیری استفاده می‌کند.

our new system is built on a component-based design, allowing for easier updates.

سیستم جدید ما بر اساس یک طراحی مبتنی بر اجزا ساخته شده است که امکان به‌روزرسانی آسان‌تر را فراهم می‌کند.

a component-based approach simplifies the development process significantly.

یک رویکرد مبتنی بر اجزا فرآیند توسعه را به طور قابل توجهی ساده می‌کند.

we are moving towards a more component-based development strategy.

ما در حال حرکت به سمت یک استراتژی توسعه بیشتر مبتنی بر اجزا هستیم.

the application's modularity stems from its component-based structure.

ماژولار بودن برنامه از ساختار مبتنی بر اجزای آن نشأت می‌گیرد.

component-based development promotes code reuse and reduces redundancy.

توسعه مبتنی بر اجزا استفاده مجدد از کد را ترویج می‌کند و افزونگی را کاهش می‌دهد.

the team adopted a component-based approach to solve the complex problem.

تیم یک رویکرد مبتنی بر اجزا را برای حل مشکل پیچیده اتخاذ کرد.

we are evaluating the benefits of a component-based solution for our platform.

ما در حال ارزیابی مزایای یک راه حل مبتنی بر اجزا برای پلتفرم خود هستیم.

the system's scalability is enhanced by its component-based nature.

مقیاس‌پذیری سیستم با ماهیت مبتنی بر اجزای آن افزایش می‌یابد.

this component-based framework allows for rapid prototyping and testing.

این چارچوب مبتنی بر اجزا امکان نمونه‌سازی و آزمایش سریع را فراهم می‌کند.

the project required a component-based solution to meet the client's needs.

این پروژه به یک راه حل مبتنی بر اجزا برای برآوردن نیازهای مشتری نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید