compute

[ایالات متحده]/kəmˈpjuːt/
[بریتانیا]/kəmˈpjuːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. محاسبه کردن; برآورد کردن; انجام محاسبات با استفاده از کامپیوتر

vi. محاسبه کردن; برآورد کردن; استنتاج کردن

n. یک محاسبه; یک استنتاج; یک برآورد

عبارات و ترکیب‌ها

compute data

محاسبه داده

compute cost

محاسبه هزینه

compute time

محاسبه زمان

beyond compute

فراتر از محاسبات

جملات نمونه

compute the volume of a cylinder

محاسبه حجم یک استوانه

compute (one's loss) at...

محاسبه (خسارت) در...

the hire charge is computed on a daily basis.

هزینه اجاره به صورت روزانه محاسبه می شود.

I compute my losses at 500 dollars.

من ضررهای خود را 500 دلار محاسبه می کنم.

The losses are computed at $1000.

خسارات 1000 دلار محاسبه می شود.

computed the tax due.See Synonyms at calculate

مالیات معوقه را محاسبه کرد. برای یافتن مترادف ها به محاسبه مراجعه کنید

He computed that the project would take seven years to complete.

او محاسبه کرد که پروژه برای تکمیل به هفت سال زمان نیاز دارد.

This article is devoted to the computed supervisory system for fire detection and ex-tinction.

این مقاله به سیستم نظارتی محاسبه شده برای تشخیص و خاموش کردن آتش اختصاص دارد.

IV urogram, IV cholangiography, angiography, CT (computed tomography) scan with IV contrast materials.

IV urogram، IV کولانژیوسکوپی، آنژیوگرافی، اسکن CT (توموگرافی محاسبه شده) با مواد کنتراست IV.

When the Lanes joint a Plane curve,such as a clothoid or an arc with small radius,itll need repeatedly compute and adjust.

زمانی که Lanes با یک منحنی صفحه تلاقی می کند، مانند یک کلتویید یا یک قوس با شعاع کوچک، نیاز است که به طور مکرر محاسبه و تنظیم کند.

The amount of tax leviable on the salary income of a taxpayer or his(her) spouse may be computed separately and then declared and paid consolidatedly by the taxpayer.

میزان مالیات قابل اعمال بر درآمد حقوقی یک مالیات دهنده یا همسرش ممکن است به طور جداگانه محاسبه شود و سپس مالیات دهنده به طور یکجا اعلام و پرداخت کند.

then, using finite-difference algorithm of eikonal equation to compute the cross-hole seismic travel times and make inversion of cross-hole velocity structure;

سپس، با استفاده از الگوریتم تفاضل محدود معادله ايكونال برای محاسبه زمان های سفر لرزه نگاری بین حفره ای و انجام وارون ساختار سرعت بین حفره ای;

A series of studies including intravenous urography, cystoscopic examination, and computed tomography revealed a large bladder tumor.

مجموعه ای از مطالعات از جمله اوروگرافی داخل وریدی، معاینه سیستوسکوپی و توموگرافی محاسبه شده، یک تومور بزرگ مثانه را نشان داد.

Dealing with suppliers directly, the importers are able to compute the cost of purchase more pellucidly, sharpen their own competitive edge and enlarge their proportion of the market share.

با تعامل مستقیم با تامین کنندگان، واردکنندگان قادرند هزینه خرید را به وضوح بیشتری محاسبه کنند، مزیت رقابتی خود را تقویت کرده و سهم خود را در بازار افزایش دهند.

Generalized UWB-ATR receiver is proposed, in which the local template waveform is computed as the average of the channel responses to nonfinite M transmitted reference pulses.

گیرنده UWB-ATR تعمیم یافته پیشنهاد شده است، که در آن شکل موج الگو محلی به عنوان میانگین پاسخ های کانال به نبض های مرجع ارسالی غیرمتناهی M محاسبه می شود.

نمونه‌های واقعی

It becomes a way to use a computer.

تبدیل شدن به راهی برای استفاده از یک کامپیوتر.

منبع: The Economist (Video Edition)

Judgment and evaluation are complex things for our brains to compute.

قضاوت و ارزیابی، موضوعات پیچیده‌ای هستند که برای محاسبه مغز ما.

منبع: TED-Ed (audio version)

Wozniak invented the first Apple computer.

وازنیاک اولین کامپیوتر اپل را اختراع کرد.

منبع: This month VOA Daily Standard English

He also helped popularize the home compute.

او همچنین به محبوبیت کامپیوترهای خانگی کمک کرد.

منبع: BBC Listening Collection September 2021

To boot, " boot, " up (two words) means to start your computer - to turn your computer on.

برای راه‌اندازی، "بوت،" (دو کلمه) به معنای شروع کردن کامپیوتر شما - روشن کردن کامپیوتر شما است.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Many of you may have spoken with a computer, and a computer understood you and spoke back to you.

بسیاری از شما ممکن است با یک کامپیوتر صحبت کرده باشید و کامپیوتر شما را درک کرده و به شما پاسخ داده باشد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

And so is this, completely synthesized out of thin air by computers.

و این هم همینطور است، کاملاً توسط کامپیوترها از هیچ ساخته شده است.

منبع: Trendy technology major events!

I boot up my computer and look at my agenda for today.

من کامپیوترم را روشن می‌کنم و به برنامه امروزم نگاه می‌کنم.

منبع: Lucy’s Day in ESL

For example, a computer engineer might forget how to use a laptop.

به عنوان مثال، یک مهندس کامپیوتر ممکن است فراموش کند چگونه از یک لپ‌تاپ استفاده کند.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

It's like, if your body was a computer, your brain's the mainframe.

این مثل این است که اگر بدن شما یک کامپیوتر بود، مغز شما کامپیوتر اصلی بود.

منبع: Osmosis - Nerve

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید