computed

[ایالات متحده]/kəmˈpjuːtɪd/
[بریتانیا]/kəmˈpjuːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته compute

عبارات و ترکیب‌ها

computed value

مقدار محاسبه شده

computed result

نتیجه محاسبه شده

computed field

فیلد محاسبه شده

computed column

ستون محاسبه شده

computed property

ویژگی محاسبه شده

computed metric

معیار محاسبه شده

computed score

نمره محاسبه شده

computed average

میانگین محاسبه شده

computed expense

هزینه محاسبه شده

computed interest

بهره محاسبه شده

جملات نمونه

the total cost was computed after all discounts were applied.

هزینه کل پس از اعمال همه تخفیف‌ها محاسبه شد.

the system computed the results in just a few seconds.

سیستم نتایج را در عرض چند ثانیه محاسبه کرد.

she computed the average score for the class.

او میانگین نمره را برای کلاس محاسبه کرد.

they computed the distance using advanced algorithms.

آنها فاصله را با استفاده از الگوریتم‌های پیشرفته محاسبه کردند.

the engineer computed the load capacity of the bridge.

مهندس ظرفیت بار پل را محاسبه کرد.

he computed the interest on his savings account.

او بهره حساب پس انداز خود را محاسبه کرد.

the software can compute complex equations easily.

نرم افزار به راحتی می تواند معادلات پیچیده را محاسبه کند.

after several trials, they finally computed the optimal solution.

پس از چندین آزمایش، آنها بالاخره راه حل بهینه را محاسبه کردند.

the statistics were computed using the latest data.

آمارها با استفاده از آخرین داده ها محاسبه شد.

he computed the time required to complete the project.

او زمان مورد نیاز برای تکمیل پروژه را محاسبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید