concaving

[ایالات متحده]/kənˈkeɪvɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈkeɪvɪŋ/

ترجمه

v. شکل حال استمراری از مقعر
adj. دارای شکل توخالی یا منحنی

عبارات و ترکیب‌ها

concaving surface

سطح فرورفته

concaving shape

شکل فرورفته

concaving edge

لبه فرورفته

concaving design

طراحی فرورفته

concaving feature

ویژگی فرورفته

concaving lens

لنز فرورفته

concaving wall

دیوار فرورفته

concaving profile

پروفایل فرورفته

concaving section

بخش فرورفته

concaving bowl

کاسه فرورفته

جملات نمونه

the artist is known for concaving the clay into beautiful shapes.

هنرمند به دلیل فرورفتگی دادن خاک رس به شکل‌های زیبا شناخته شده است.

the concaving design of the bowl makes it unique.

طراحی فرورفته کاسه آن را منحصر به فرد می کند.

the concaving surface of the mirror creates a distortion effect.

سطح فرورفته آینه باعث ایجاد اثر تحریف می شود.

he was concaving the metal to create a sculpture.

او در حال فرورفتگی دادن فلز برای ساخت مجسمه بود.

the concaving feature of the lens improves image quality.

ویژگی فرورفته لنز باعث بهبود کیفیت تصویر می شود.

the concaving shape of the dish helps to hold liquids.

شکل فرورفته ظرف به حفظ مایعات کمک می کند.

she prefers concaving her designs for a modern look.

او ترجیح می دهد طرح های خود را به شکل فرورفته برای داشتن ظاهری مدرن طراحی کند.

the concaving aspect of the building's architecture is striking.

جنبه فرورفته معماری ساختمان چشمگیر است.

the concaving pattern in the fabric adds texture.

الگوی فرورفته در پارچه بافت را اضافه می کند.

concaving the surface can enhance the acoustic properties.

فرورفتگی سطح می تواند خواص صوتی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید