scooping ice cream
برداشتن بستنی
scooping sand
برداشتن شن
scooping water
برداشتن آب
scooping food
برداشتن غذا
scooping up
برداشتن
scooping dough
برداشتن خمیر
scooping rice
برداشتن برنج
scooping beans
برداشتن لوبیا
scooping ice
برداشتن یخ
scooping cereal
برداشتن غلات
she is scooping ice cream for the children.
او در حال جمع کردن بستنی برای کودکان است.
he was scooping water from the river.
او داشت آب را از رودخانه جمع میکرد.
the dog was scooping up the ball with its mouth.
سگ داشت توپ را با دهانش جمع میکرد.
they are scooping sand to build a castle.
آنها در حال جمع کردن ماسه برای ساختن قلعه هستند.
she enjoys scooping out the seeds from the pumpkin.
او از کندن دانهها از کدو تنبل لذت میبرد.
he is scooping the last bit of soup from the pot.
او آخرین مقدار سوپ را از قابلمه جمع میکند.
the kids are scooping up leaves in the fall.
بچهها در حال جمع کردن برگها در پاییز هستند.
she was scooping the flour into the mixing bowl.
او داشت آرد را در کاسه مخلوط میکرد.
he carefully scooped the fish out of the tank.
او با دقت ماهی را از مخزن بیرون جمع کرد.
they are scooping up the snow to make a snowman.
آنها در حال جمع کردن برف برای ساختن آدم برفی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید