indent

[ایالات متحده]/ɪnˈdent/
[بریتانیا]/ɪnˈdent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از حاشیه وارد کردن; بریدگی ایجاد کردن
vi. به طور دندانه‌دار بریدن یا پاره کردن
n. یک بریدگی; یک سفارش; یک قرارداد; فضایی که با فرورفتگی ایجاد شده

عبارات و ترکیب‌ها

Add an indent

افزودن تورفتگی

Remove the indent

حذف تورفتگی

indent for

تورفتگی برای

جملات نمونه

every indent in the coastline.

خندق در امتداد خط ساحلی

the mountains indent the horizon

کوه ها افق را فرور می کنند

indent upon sb. for goods

به دلیل کالاها، کسانی را indent کنید

a coastline indented by many fjords.

خط ساحلی با فرورفتگی‌های فراوان به دلیل وجود بسیاری خلیج

a bay that indents the southern coast.

خلیجی که در امتداد ساحل جنوبی فرورفته است.

indent the first line of each paragraph

خط اول هر پاراگراف را indent کنید

We usually indent the first line of a paragraph.

ما معمولاً خط اول یک پاراگراف را indent می کنیم.

You must indent the first line of a new paragraph.

شما باید خط اول یک پاراگراف جدید را indent کنید.

the indented line of the battlements

خط فرورفته سدها

it has rounded leaves indented at the tip.

برگ های گردی دارد که در نوک آن ها فرور رفته است.

You can also use the arrow buttons in the sitemap toolbar to move pages up, down, indent, and outdent.

همچنین می توانید از دکمه های جهت دار در نوار ابزار نقشه سایت برای جابجایی صفحات به بالا، پایین، indent و outdent استفاده کنید.

On hairy leaves, nymphs and pupae are often small with elongated dorsal setae, their margins are crenelated and sometimes indented deeply.

بر روی برگ‌های پوشیده از مو، لاروها و حشرات بالغ اغلب کوچک با setae پشتی کشیده هستند، حاشیه‌های آن‌ها crenelated و گاهی اوقات به شدت فرورفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید