conceptions

[ایالات متحده]/kənˈsɛpʃənz/
[بریتانیا]/kənˈsɛpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل‌گیری یا طراحی یک طرح یا ایده؛ یک ایده انتزاعی؛ یک مفهوم عمومی؛ فرآیند باردار شدن

عبارات و ترکیب‌ها

new conceptions

تصورات جدید

cultural conceptions

تصورات فرهنگی

social conceptions

تصورات اجتماعی

scientific conceptions

تصورات علمی

traditional conceptions

تصورات سنتی

abstract conceptions

تصورات انتزاعی

modern conceptions

تصورات مدرن

theoretical conceptions

تصورات نظری

political conceptions

تصورات سیاسی

personal conceptions

تصورات شخصی

جملات نمونه

different cultures have unique conceptions of beauty.

فرهنگ‌های مختلف دارای برداشت‌های منحصربه‌فردی از زیبایی هستند.

his conceptions of success are very different from mine.

برداشت‌های او از موفقیت بسیار با برداشت‌های من متفاوت است.

children often have simplistic conceptions of the world.

کودکان اغلب برداشت‌های ساده‌انه‌ای از جهان دارند.

her conceptions of friendship evolved over the years.

برداشت‌های او از دوستی در طول سال‌ها تکامل یافته است.

philosophers debate the conceptions of reality.

فلاسفه درباره برداشت‌های واقعیت بحث می‌کنند.

his conceptions of morality are influenced by his upbringing.

برداشت‌های او از اخلاق تحت تأثیر تربیت او قرار دارد.

different scientific theories offer varying conceptions of the universe.

تئوری‌های علمی مختلف برداشت‌های متفاوتی از جهان ارائه می‌دهند.

her artistic conceptions are inspired by nature.

برداشت‌های هنری او از طبیعت الهام گرفته است.

they challenged traditional conceptions of gender roles.

آنها نقش‌های جنسیتی سنتی را به چالش کشیدند.

conceptions of time can vary greatly across cultures.

برداشت‌های زمان می‌تواند به طور قابل توجهی در سراسر فرهنگ‌ها متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید