misconceptions

[ایالات متحده]/ˌmɪskənˈsɛpʃənz/
[بریتانیا]/ˌmɪskənˈsɛpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ایده‌ها یا باورهای نادرست؛ سوء تفاهم‌ها؛ برداشت‌های نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

common misconceptions

اشتباهات رایج

myth and misconceptions

افسانه ها و باورهای غلط

address misconceptions

رفع ابهامات

challenge misconceptions

به چالش کشیدن باورهای غلط

debunk misconceptions

رد باورهای غلط

overcome misconceptions

غلبه بر باورهای غلط

clarify misconceptions

شفاف کردن باورهای غلط

expose misconceptions

افشای باورهای غلط

correct misconceptions

اصلاح باورهای غلط

identify misconceptions

تشخیص باورهای غلط

جملات نمونه

there are many misconceptions about climate change.

در مورد تغییرات آب و هوایی، تصورات غلط زیادی وجود دارد.

her misconceptions about the project led to confusion.

تصورات غلط او در مورد پروژه منجر به سردرگمی شد.

it’s important to address misconceptions in education.

مهم است که تصورات غلط را در آموزش مورد توجه قرار داد.

many misconceptions surround the topic of mental health.

تصورات غلط زیادی موضوع سلامت روان را احاطه کرده است.

he realized his misconceptions after reading the report.

او پس از خواندن گزارش، تصورات غلط خود را متوجه شد.

misconceptions can lead to poor decision-making.

تصورات غلط می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شوند.

she tried to clear up misconceptions about the new policy.

او سعی کرد تصورات غلط در مورد سیاست جدید را برطرف کند.

there are misconceptions about the benefits of exercise.

در مورد فواید ورزش، تصورات غلط وجود دارد.

misconceptions about technology can hinder progress.

تصورات غلط در مورد فناوری می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

we need to combat misconceptions with accurate information.

ما باید با اطلاعات دقیق با تصورات غلط مقابله کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید