conchas

[ایالات متحده]/ˈkɒŋ.kə/
[بریتانیا]/ˈkɑːŋ.kə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوش خارجی، صدف، کنکای بینی، گنبد؛ گنبد یک اتاق نیم‌دایره‌ای در یک کلیسا

عبارات و ترکیب‌ها

concha shell

صدف

concha bread

نان کنچا

concha design

طراحی کنچا

concha decoration

تزئینات کنچا

concha pattern

الگوی کنچا

concha music

موسیقی کنچا

concha art

هنر کنچا

concha festival

جشنواره کنچا

concha shape

شکل کنچا

concha wave

امواج کنچا

جملات نمونه

she wore a beautiful concha necklace.

او یک گردنبند کونچا زیبا پوشید.

the concha is a popular pastry in mexico.

کونچا یک شیرینی محبوب در مکزیکو است.

we found a concha on the beach.

ما یک کونچا در ساحل پیدا کردیم.

he collected various conchas during his vacation.

او در طول تعطیلات خود کونچا های مختلف جمع آوری کرد.

the artist painted a concha as part of her mural.

هنرمند یک کونچا را به عنوان بخشی از نقاشی دیواری خود نقاشی کرد.

concha shells can be used for decoration.

می توان از صدف های کونچا برای تزئین استفاده کرد.

we learned about the anatomy of a concha in class.

ما در کلاس درباره آناتومی یک کونچا یاد گرفتیم.

the sound of the ocean echoed in the concha.

صدای اقیانوس در کونچا طنین انداز شد.

she enjoys making concha bread at home.

او از درست کردن نان کونچا در خانه لذت می برد.

he gave her a concha as a gift.

او به عنوان هدیه به او یک کونچا داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید