concluir

[ایالات متحده]/kənˈkluːə/
[بریتانیا]/kənˈkluːər/

ترجمه

v. به پایان رساندن؛ کامل کردن؛ پایان دادن

جملات نمونه

the company concluded the merger after months of negotiations.

شرکت پس از ماه‌ها مذاکره، ادغام را به پایان رساند.

scientists concluded their research on climate change last year.

دانشمندان پژوهش خود درباره تغییرات اقلیمی را سال گذشته به پایان رساندند.

the lawyer concluded her arguments with a powerful statement.

دادگستر با ارائه یک بیانیه قوی، استدلال‌های خود را به پایان رساند.

we concluded the meeting with a summary of key decisions.

ما با خلاصه‌ای از تصمیمات کلیدی، جلسه را به پایان رساندیم.

the student concluded his thesis successfully last semester.

دانشجو پایان‌نامه خود را در نیمه‌سال گذشته به‌طور موفقیت‌آمیزی به پایان رساند.

the committee concluded that further investigation was necessary.

کمیته به این نتیجه رسید که تحقیقات بیشتری ضروری است.

the international conference concluded on friday evening.

کنفرانس بین‌المللی در پنجشنبه شب به پایان رسید.

they concluded the deal before the deadline expires.

آن‌ها قرارداد را قبل از منقضی شدن مهلت به پایان رساندند.

the author concluded the novel with an unexpected twist.

نویسنده رمان را با یک بازگشت غیرمنتظره به پایان رساند.

the construction team concluded the project ahead of schedule.

تیم ساخت پروژه را قبل از زمان تعیین شده به پایان رساند.

we concluded our discussion with a mutual agreement.

ما با یک توافق متقابل، بحث خود را به پایان رساندیم.

the police investigation concluded without any charges filed.

تحقيقات پلیس بدون ارائه هرگونه اتهامی به پایان رسید.

the professor concluded the lecture by answering questions.

استاد با پاسخ‌گویی به سوالات، درس را به پایان رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید