abrir

[ایالات متحده]/əˈbrɪə/
[بریتانیا]/əˈbrɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسب و کار انجام دادن؛ اداره کردن

جملات نمونه

i need to abrir my heart to new opportunities.

من نیاز دارم قلبم را به فرصت‌های جدید باز کنم.

she decided to abrir a new café downtown.

او تصمیم گرفت یک کافه جدید در مرکز شهر باز کند.

the museum will abrir its doors to the public next month.

موزه ماه آینده درهای خود را به روی عموم باز خواهد کرد.

he forgot to abrir the envelope before reading the letter.

او قبل از خواندن نامه فراموش کرد پاکت را باز کند.

we should abrir a dialogue about climate change.

ما باید یک گفت‌وگو در مورد تغییرات آب و هوایی آغاز کنیم.

the flowers begin to abrir at sunrise.

گل‌ها با طلوع خورشید شروع به باز شدن می‌کنند.

she used a key to abrir the old trunk.

او از یک کلید برای باز کردن صندوق قدیمی استفاده کرد.

the company decided to abrir branches in asia.

شرکت تصمیم گرفت شعبه‌هایی در آسیا باز کند.

children always esperar to abrir their presents.

کودکان همیشه منتظر باز کردن هدایایشان هستند.

the politician promised to abrir government transparency.

سیاستمدار قول داد شفافیت دولت را باز کند.

please remember to abrir the windows for fresh air.

لطفا به یاد داشته باشید پنجره‌ها را برای هوای تازه باز کنید.

he learned to abrir his mind to different perspectives.

او یاد گرفت ذهن خود را به دیدگاه‌های مختلف باز کند.

the store will abrir early for the sale.

فروشگاه برای فروش زودتر باز خواهد شد.

she couldn't abrir her eyes after the bright flash.

او بعد از نور خیره‌کننده نمی‌توانست چشمانش را باز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید