terminar

[ایالات متحده]/teɾmiˈnaɾ/
[بریتانیا]/teɾmiˈnaɾ/

ترجمه

v.تمام کردن؛ پایان دادن؛ خاتمه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

terminar el trabajo

تمام کردن کار

terminar de comer

تمام کردن غذا خوردن

terminar con alguien

تمام کردن با کسی

terminar la tarea

تمام کردن تکالیف

terminar el juego

تمام کردن بازی

terminar pronto

زود تمام کردن

جملات نمونه

the meeting will terminate at 5 pm.

جلسه ساعت پنج بعدازظهر به پایان می‌رسد.

you should terminate this project immediately.

شما باید این پروژه را فوراً تمام کنید.

they decided to terminate their partnership.

آنها تصمیم گرفتند شراکت خود را خاتمه دهند.

the contract terminates at the end of this year.

این قرارداد در پایان سال جاری منقضی می‌شود.

please terminate the program before leaving.

لطفاً قبل از رفتن، برنامه را ببندید.

his speech terminated with a powerful message.

سخنرانی او با پیامی قدرتمند به پایان رسید.

we need to terminate this discussion now.

ما باید این بحث را همین الان تمام کنیم.

the session will terminate in thirty minutes.

این جلسه در سی دقیقه آینده به پایان می‌رسد.

they threatened to terminate his employment.

آنها تهدید کردند که استخدام او را پایان دهند.

please terminate the call when finished.

لطفاً بعد از تمام شدن، تماس را قطع کنید.

the movie terminates with an unexpected twist.

این فیلم با چرخشی غیرمنتظره به پایان می‌رسد.

she had to terminate her vacation early.

او مجبور شد تعطیلاتش را زودتر تمام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید