empezar

[ایالات متحده]/em.peˈθaɾ/
[بریتانیا]/em.peˈsaɾ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای شروع کردن؛ برای آغاز کردن

جملات نمونه

i always start my day with a cup of coffee.

من همیشه روز خود را با یک فنجان قهوه شروع می‌کنم.

she decided to start learning spanish last month.

او تصمیم گرفت ماه گذشته یادگیری زبان اسپانیایی را شروع کند.

we need to start the project by next week.

ما باید پروژه را تا هفته آینده شروع کنیم.

the meeting will start with a brief introduction.

جلسه با یک معرفی کوتاه شروع خواهد شد.

he started talking without waiting for his turn.

او بدون منتظر بودن نوبت خود شروع به صحبت کرد.

i should start studying for my exams soon.

من باید به زودی شروع به مطالعه برای امتحاناتم کنم.

the concert started late due to technical problems.

اجرا دیر شروع شد به دلیل مشکلات فنی.

she wants to start a new career in marketing.

او می‌خواهد یک شغل جدید در بازاریابی شروع کند.

they always start their vacations on friday.

آنها همیشه تعطیلات خود را در روز جمعه شروع می‌کنند.

we started the journey early in the morning.

ما سفر را در اوایل صبح شروع کردیم.

the movie started with an unexpected plot twist.

فیلم با یک پیچش غیرمنتظره در داستان شروع شد.

i need to start eating healthier.

من باید شروع به خوردن غذای سالم‌تر کنم.

he started the book but couldn't finish it.

او کتاب را شروع کرد اما نتوانست آن را تمام کند.

the class will start in five minutes.

کلاس پنج دقیقه دیگر شروع خواهد شد.

she started to cry when she heard the bad news.

وقتی خبرهای بد را شنید شروع به گریه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید