concourse

[ایالات متحده]/ˈkɔŋkɔːs/
[بریتانیا]/ˈkɑnˌkɔrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سالن وسیع که مردم در آن جمع می‌شوند یا دور هم می‌آیند؛ یک گروه از مردم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

busy concourse

راهرو شلوغ

concourse area

منطقه راهرو

جملات نمونه

the concourse of bodies.

هم‌نشینی بدن‌ها

a vast concourse of onlookers.

گروه بزرگی از تماشاگران

an unforeseen concourse of circumstances

هم‌نشینی غیرمنتظره شرایط

I’ll meet you on the station concourse near the paper shop.

با شما در محوطه ایستگاه نزدیک مغازه روزنامه ملاقات خواهم کرد.

Thereupon the Concourse on high addressed Me saying: ‘… Erelong shalt Thou behold with Thine own eyes what no Prophet hath beheld… Be patient, be patient.

در آن هنگام، همایش عالی خطاب به من گفت: «… به زودی با چشمان خود آنچه را که هیچ پیغمبری ندیده است، خواهی دید… صبور باش، صبور باش.

The bustling concourse was filled with travelers rushing to catch their flights.

محوطه شلوغ مملو از مسافرانی بود که برای گرفتن پروازهای خود عجله داشتند.

The concourse of the train station was lined with shops and cafes.

محوطه ایستگاه قطار مملو از مغازه و کافه بود.

The concourse of the stadium was packed with excited fans waiting for the game to start.

محوطه استادیوم مملو از طرفداران هیجان‌زده منتظر شروع بازی بود.

The concourse of the convention center was buzzing with activity as attendees arrived for the event.

محوطه مرکز همایش مملو از فعالیت بود زیرا شرکت کنندگان برای شرکت در رویداد رسیدند.

The concourse of the mall was decorated with colorful lights for the holiday season.

محوطه مرکز خرید با چراغ‌های رنگارنگ برای تعطیلات تزئین شده بود.

The concourse is where passengers can find information desks, restrooms, and shops in the airport.

محوطه جایی است که مسافران می‌توانند اطلاعات، سرویس‌های بهداشتی و مغازه‌ها را در فرودگاه پیدا کنند.

The concourse connects the different parts of the building, allowing easy access for visitors.

محوطه قسمت‌های مختلف ساختمان را به هم متصل می‌کند و امکان دسترسی آسان برای بازدیدکنندگان را فراهم می‌کند.

The concourse echoed with the sound of footsteps as people hurried to their destinations.

صدای قدم‌ها در محوطه طنین انداز شد زیرا مردم به سرعت به سمت مقاصد خود رفتند.

The concourse was designed to be spacious and open, providing a welcoming environment for guests.

محوطه به گونه‌ای طراحی شده بود که جادار و باز باشد و محیطی دلپذیر برای مهمانان فراهم کند.

The concourse was transformed into a festive market for the holiday season.

محوطه به یک بازار جشن برای تعطیلات تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید