concretizing

[ایالات متحده]/ˈkɒŋkrɪtaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːnkrɪtaɪzɪŋ/

ترجمه

v. ساختن چیزی ملموس یا محسوس

عبارات و ترکیب‌ها

concretizing ideas

تبیین ایده ها

concretizing plans

تبیین برنامه ها

concretizing concepts

تبیین مفاهیم

concretizing goals

تبیین اهداف

concretizing visions

تبیین چشم اندازها

concretizing strategies

تبیین استراتژی ها

concretizing thoughts

تبیین افکار

concretizing actions

تبیین اقدامات

concretizing values

تبیین ارزش ها

concretizing experiences

تبیین تجربیات

جملات نمونه

concretizing ideas can help in understanding complex concepts.

تبدیل ایده‌ها به شکل ملموس می‌تواند به درک مفاهیم پیچیده کمک کند.

the team is focused on concretizing their project goals.

تیم بر روی ملموس کردن اهداف پروژه خود متمرکز است.

concretizing your vision is essential for effective planning.

ملموس کردن چشم‌انداز شما برای برنامه‌ریزی موثر ضروری است.

she is skilled at concretizing abstract theories into practical applications.

او در تبدیل نظریه‌های انتزاعی به کاربردهای عملی مهارت دارد.

concretizing feedback from users can improve product design.

ملموس کردن بازخورد از کاربران می‌تواند طراحی محصول را بهبود بخشد.

he spent time concretizing his thoughts before the presentation.

او قبل از ارائه وقتي را صرف ملموس کردن افکار خود کرد.

concretizing the steps needed for success is important.

ملموس کردن مراحل مورد نیاز برای موفقیت مهم است.

the workshop focused on concretizing strategies for better communication.

کارگاه آموزشی بر روی ملموس کردن استراتژی‌های ارتباط بهتر متمرکز بود.

concretizing your goals can lead to greater motivation.

ملموس کردن اهداف شما می‌تواند منجر به افزایش انگیزه شود.

they are working on concretizing their plans for the new initiative.

آنها در حال کار بر روی ملموس کردن برنامه‌های خود برای طرح جدید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید