concurrencies

[ایالات متحده]/kənˈkʌrənsiz/
[بریتانیا]/kənˈkɜːrənsiz/

ترجمه

n. حالت وقوع همزمان

عبارات و ترکیب‌ها

financial concurrencies

هم‌زمانی‌های مالی

system concurrencies

هم‌زمانی‌های سیستمی

event concurrencies

هم‌زمانی‌های رویدادی

data concurrencies

هم‌زمانی‌های داده‌ای

transaction concurrencies

هم‌زمانی‌های تراکنش

resource concurrencies

هم‌زمانی‌های منابع

process concurrencies

هم‌زمانی‌های فرآیندی

user concurrencies

هم‌زمانی‌های کاربر

application concurrencies

هم‌زمانی‌های برنامه‌های کاربردی

network concurrencies

هم‌زمانی‌های شبکه‌ای

جملات نمونه

there are many concurrencies in the project timeline.

در جدول زمانی پروژه همزمان‌های زیادی وجود دارد.

managing multiple concurrencies can be challenging.

مدیریت چندین همزمانی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the system supports various concurrencies for better performance.

سیستم از همزمان‌های مختلف برای عملکرد بهتر پشتیبانی می‌کند.

we need to address the concurrencies in our workflow.

ما باید به همزمان‌ها در گردش کار خود رسیدگی کنیم.

concurrencies can lead to resource contention.

همزمان‌ها می‌توانند منجر به رقابت منابع شوند.

understanding concurrencies is essential for developers.

درک همزمان‌ها برای توسعه‌دهندگان ضروری است.

the application handles multiple concurrencies seamlessly.

برنامه به طور یکپارچه چندین همزمانی را مدیریت می‌کند.

we observed several concurrencies during the testing phase.

ما چندین همزمانی را در طول مرحله آزمایش مشاهده کردیم.

effective management of concurrencies improves system reliability.

مدیریت مؤثر همزمان‌ها قابلیت اطمینان سیستم را بهبود می‌بخشد.

concurrencies are a common issue in multi-threaded applications.

همزمان‌ها یک مشکل رایج در برنامه‌های چند رشته‌ای هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید