condo

[ایالات متحده]/ˈkɒndəʊ/
[بریتانیا]/ˈkɑːndoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساختمان چند واحدی با آپارتمان‌های به‌طور جداگانه مالکیت شده؛ مجموعه‌ای از اتاق‌ها در یک ساختمان که متعلق به یک فرد است

عبارات و ترکیب‌ها

luxury condo

آپارتمان لوکس

oceanfront condo

آپارتمان ساحلی

condo rental

اجاره آپارتمان

condo association

انجمن آپارتمان

condo fees

هزینه های آپارتمان

condo market

بازار آپارتمان

condo living

زندگی در آپارتمان

new condo

آپارتمان جدید

condo purchase

خرید آپارتمان

condo insurance

بیمه آپارتمان

جملات نمونه

she just bought a new condo downtown.

او همین چند وقت پیش یک واحد آپارتمانی جدید در مرکز شهر خرید.

living in a condo offers many amenities.

زندگی در یک آپارتمانی امکانات زیادی ارائه می‌دهد.

they are looking for a condo with a great view.

آنها به دنبال یک آپارتمانی با منظره‌ای عالی هستند.

he plans to rent out his condo next year.

او قصد دارد سال آینده واحد آپارتمانی خود را اجاره دهد.

the condo association has strict rules.

انجمن آپارتمانی قوانین سختگیرانه‌ای دارد.

she loves the modern design of her condo.

او طراحی مدرن آپارتمان خود را دوست دارد.

they are hosting a party in their condo this weekend.

آنها این آخر هفته در آپارتمان خود مهمانی برگزار می‌کنند.

buying a condo can be a good investment.

خرید یک آپارتمانی می‌تواند یک سرمایه‌گذاری خوب باشد.

he enjoys the convenience of condo living.

او از راحتی زندگی در یک آپارتمانی لذت می‌برد.

she is decorating her condo for the holidays.

او آپارتمان خود را برای تعطیلات تزئین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید