condominium

[ایالات متحده]/ˌkɒndə'mɪnɪəm/
[بریتانیا]/ˌkɑndə'mɪnɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد در یک آپارتمان ملی مدیریت شده به طور مشترک (به اشتراک گذاشته شده توسط دو یا چند کشور)

جملات نمونه

a Godzilla of a condominium tower.

یک برج آپارتمانی به بزرگی گودزیلا

Condominiums crowd the oceanfront.

آپارتمان‌ها در امتداد خط ساحلی متراکم شده‌اند.

lakeshore condominiums; a lakeshore road.

آپارتمان‌های کنار دریاچه؛ یک جاده کنار دریاچه.

a luxury condominium; luxury accommodations.

یک آپارتمان لوکس؛ اقامت لوکس.

The poor location of the condominium turned away many prospective buyers.

موقعیت نامناسب آپارتمان بسیاری از خریداران احتمالی را منصرف کرد.

The allies would fear that they were pawns in a superpower condominium.

متحدان از اينكه در يك كاندومينيوم ابرقدرت مهره بودند، ترس داشتند.

The multifamily courtyard condominium development announces the arrival of modern urban living to complement the entertainment, hospitality and retail revival under way in Hollywood.

پروژه توسعه آپارتمان‌های چندگانه با حیاط، ورود به زندگی مدرن شهری را برای تکمیل رونق سرگرمی، مهمان‌داری و خرده‌فروشی در هالیوود اعلام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید