confiscable

[ایالات متحده]/ˈkɒnfɪskəbl/
[بریتانیا]/ˈkɑːnfɪskəbl/

ترجمه

adj. قابل ضبط؛ مشمول توقیف توسط مقامات

عبارات و ترکیب‌ها

confiscable items

اقلام قابل ضبط

confiscable assets

دارایی‌های قابل ضبط

confiscable property

اموال قابل ضبط

confiscable goods

کالا‌های قابل ضبط

confiscable materials

مواد قابل ضبط

confiscable evidence

دلایل قابل ضبط

confiscable vehicles

وسایل نقلیه قابل ضبط

confiscable funds

صندوق‌های قابل ضبط

confiscable merchandise

کالاهای تجاری قابل ضبط

confiscable items list

لیست اقلام قابل ضبط

جملات نمونه

the police found several confiscable items during the raid.

پلیس در جریان بازرسی اقلام قابل ضبط متعددی را کشف کرد.

all confiscable goods must be reported to the authorities.

تمام کالا‌های قابل ضبط باید به مقامات گزارش شود.

confiscable items can include illegal drugs and weapons.

اقلام قابل ضبط می‌تواند شامل مواد مخدر غیرقانونی و سلاح باشد.

he was warned about the confiscable nature of his belongings.

به او در مورد ماهیت قابل ضبط متعلقاتش هشدار داده شد.

they implemented new laws regarding confiscable assets.

آنها قوانین جدیدی در مورد دارایی‌های قابل ضبط اجرا کردند.

confiscable property will be auctioned off to the highest bidder.

اموال قابل ضبط به بالاترین پیشنهاد دهنده واگذار خواهد شد.

she learned that certain items were confiscable at the airport.

او متوجه شد که اقلام خاصی در فرودگاه قابل ضبط هستند.

failure to comply can result in confiscable penalties.

عدم رعایت می‌تواند منجر به جریمه‌های قابل ضبط شود.

they listed the confiscable items in the official report.

آنها لیست اقلام قابل ضبط را در گزارش رسمی درج کردند.

the customs officer explained what items were confiscable.

مسئول گمرک توضیح داد چه اقلامی قابل ضبط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید