conformably

[ایالات متحده]/kənˈfɔːməbli/
[بریتانیا]/kənˈfɔrməbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که با توافق یا هماهنگی باشد؛ به طور مطیع یا مطیعانه

عبارات و ترکیب‌ها

conformably aligned

تراز یافته به طور مناسب

conformably layered

لایه شده به طور مناسب

conformably applied

اعمال شده به طور مناسب

conformably structured

ساختار یافته به طور مناسب

conformably fitted

به طور مناسب متناسب شده

conformably developed

به طور مناسب توسعه یافته

conformably positioned

به طور مناسب قرار گرفته

conformably integrated

به طور مناسب یکپارچه شده

conformably formed

به طور مناسب شکل گرفته

conformably connected

به طور مناسب متصل شده

جملات نمونه

she arranged the furniture conformably to the room's layout.

او مبلمان را متناسب با طرح چیدمان اتاق مرتب کرد.

the team worked conformably with the project guidelines.

تیم با توجه به دستورالعمل‌های پروژه به طور منطبق کار کرد.

he dressed conformably to the formal dress code.

او با توجه به قانون لباس رسمی لباس پوشید.

the software updates were installed conformably to the schedule.

به‌روزرسانی نرم‌افزارها مطابق برنامه نصب شد.

they acted conformably to the rules of the game.

آنها مطابق قوانین بازی عمل کردند.

the design was created conformably to the client's specifications.

طراحی مطابق با مشخصات مشتری ایجاد شد.

she spoke conformably to the audience's expectations.

او متناسب با انتظارات مخاطبان صحبت کرد.

the committee made decisions conformably to the bylaws.

کمیته مطابق اساسنامه تصمیم گرفت.

he acted conformably with his moral principles.

او متناسب با اصول اخلاقی خود عمل کرد.

the project was completed conformably to the budget.

پروژه مطابق بودجه تکمیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید