appropriately

[ایالات متحده]/ə'prəupri,eitli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مناسب

جملات نمونه

The empirical sceptic appropriately responds: how do you know?

اسکپتیک تجربی به طور مناسب پاسخ می‌دهد: چطور می‌دانید؟

Basically be a basis " big stability, canzonet is whole " principle, to farmer of vicissitudinous of population, labor, contract farmland is made adjust appropriately, in the meantime, formed;

به طور اساسی یک مبنای " ثبات بزرگ، سونیت کل " اصل، برای کشاورز از جمعیت، کار، قرارداد زمین کشاورزی است که به طور مناسب تنظیم می شود، در این میان، شکل گرفته است؛

to dress appropriately for the occasion

برای مناسبت ها به طور مناسب لباس بپوشید

to behave appropriately in a professional setting

در یک محیط حرفه ای به طور مناسب رفتار کنید

to respond appropriately to criticism

به طور مناسب به انتقاد پاسخ دهید

to use humor appropriately in a presentation

به طور مناسب از طنز در یک ارائه استفاده کنید

to allocate resources appropriately for a project

به طور مناسب منابع را برای یک پروژه تخصیص دهید

to address the issue appropriately

به طور مناسب به این موضوع رسیدگی کنید

to speak appropriately to different audiences

به طور مناسب با مخاطبان مختلف صحبت کنید

to dress appropriately for a job interview

برای یک مصاحبه شغلی به طور مناسب لباس بپوشید

to act appropriately in a social gathering

در یک جمع اجتماعی به طور مناسب رفتار کنید

to use technology appropriately in the classroom

به طور مناسب از فناوری در کلاس درس استفاده کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید