frequent confrontations
برخوردهای مکرر
violent confrontations
برخوردهای خشن
direct confrontations
برخوردهای مستقیم
peaceful confrontations
برخوردهای مسالمتآمیز
open confrontations
برخوردهای آشکار
tense confrontations
برخوردهای پرتنش
political confrontations
برخوردهای سیاسی
emotional confrontations
برخوردهای احساسی
social confrontations
برخوردهای اجتماعی
racial confrontations
برخوردهای نژادی
confrontations can lead to better understanding.
برخوردها میتوانند منجر به درک بهتر شوند.
she avoided confrontations at all costs.
او به هر قیمتی از رویاروییها اجتناب میکرد.
confrontations often arise in competitive environments.
برخوردها اغلب در محیطهای رقابتی رخ میدهند.
they had several confrontations over the issue.
آنها چندین بار در مورد این موضوع با یکدیگر درگیر شدند.
healthy confrontations can improve relationships.
برخوردهای سالم میتوانند روابط را بهبود بخشند.
confrontations should be handled with care.
برخوردها باید با احتیاط مدیریت شوند.
he is known for avoiding confrontations.
او به اجتناب از رویاروییها معروف است.
confrontations can sometimes lead to conflict resolution.
برخوردها گاهی اوقات میتوانند منجر به حل اختلاف شوند.
they prepared for possible confrontations during the meeting.
آنها برای رویاروییهای احتمالی در طول جلسه آماده شدند.
confrontations are a natural part of negotiations.
برخوردها بخشی طبیعی از مذاکرات هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید