encounters

[ایالات متحده]/ɪnˈkaʊntəz/
[بریتانیا]/ɪnˈkaʊntərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درگیری‌ها یا ملاقات‌ها، به‌ویژه ملاقات‌های غیرمنتظره
v. ملاقات کردن یا مواجه شدن، اغلب به‌طور غیرمنتظره

عبارات و ترکیب‌ها

unexpected encounters

برخورد های غیرمنتظره

frequent encounters

برخورد های مکرر

close encounters

برخورد های نزدیک

chance encounters

برخورد های اتفاقی

brief encounters

برخورد های کوتاه

past encounters

برخورد های گذشته

new encounters

برخورد های جدید

strange encounters

برخورد های عجیب

awkward encounters

برخورد های ناخوشایند

memorable encounters

برخورد های به یاد ماندنی

جملات نمونه

she often encounters challenges at work.

او اغلب با چالش‌ها در محل کار روبرو می‌شود.

he encounters new people every day.

او هر روز با افراد جدید آشنا می‌شود.

we encounter many obstacles in our journey.

ما در طول سفر خود با موانع زیادی روبرو می‌شویم.

they encountered a problem during the project.

آنها در طول پروژه با مشکلی روبرو شدند.

she encountered unexpected results in her research.

او نتایج غیرمنتظره‌ای در تحقیقات خود به دست آورد.

he often encounters difficulties while learning a new language.

او اغلب در هنگام یادگیری یک زبان جدید با مشکلاتی روبرو می‌شود.

we will encounter various situations in life.

ما در زندگی با موقعیت‌های مختلف روبرو خواهیم شد.

they encountered a rare species in the forest.

آنها یک گونه نادر را در جنگل کشف کردند.

she encounters criticism for her controversial opinions.

او به دلیل نظرات جنجالی خود مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

he might encounter difficulties in the new job.

او ممکن است در شغل جدید با مشکلاتی روبرو شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید