conies

[ایالات متحده]/ˈkəʊniz/
[بریتانیا]/ˈkoʊniz/

ترجمه

n. خرگوش‌ها، به ویژه خرگوش‌های اروپایی؛ خز خرگوش

عبارات و ترکیب‌ها

cute conies

خرس‌های کوچک بامزه

wild conies

خرس‌های وحشی

fluffy conies

خرس‌های پشمالو

small conies

خرس‌های کوچک

playful conies

خرس‌های بازیگوش

happy conies

خرس‌های خوشحال

colorful conies

خرس‌های رنگارنگ

gentle conies

خرس‌های ملایم

friendly conies

خرس‌های دوستانه

baby conies

خرس‌های نوزاد

جملات نمونه

conies are often found in rocky terrains.

خرگوش‌ها اغلب در مناطق صخره‌ای یافت می‌شوند.

many people enjoy watching conies in their natural habitat.

بسیاری از مردم از تماشای خرگوش‌ها در زیستگاه طبیعی خود لذت می‌برند.

conies are known for their social behavior.

خرگوش‌ها به دلیل رفتار اجتماعی خود شناخته شده‌اند.

in some cultures, conies are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، خرگوش‌ها به عنوان غذای لذیذ در نظر گرفته می‌شوند.

conies can be found in various parts of the world.

خرگوش‌ها را می‌توان در بخش‌های مختلف جهان یافت.

conies often dig burrows for shelter.

خرگوش‌ها اغلب برای پناه گرفتن گودال‌ها حفر می‌کنند.

children love to learn about animals like conies.

بچه‌ها عاشق یادگیری در مورد حیواناتی مانند خرگوش‌ها هستند.

conies play an important role in their ecosystem.

خرگوش‌ها نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می‌کنند.

conies are herbivores that primarily eat grass.

خرگوش‌ها گیاه‌خوار هستند که عمدتاً علف می‌خورند.

observing conies can be a fun outdoor activity.

مشاهده خرگوش‌ها می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده در فضای باز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید