hares

[ایالات متحده]/hɛəz/
[بریتانیا]/hɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خرگوش‌های وحشی (جمع هِر)
v. به سرعت دویدن (سوم شخص مفرد هِر)

عبارات و ترکیب‌ها

fast hares

خرگوش‌های سریع

wild hares

خرگوش‌های وحشی

playful hares

خرگوش‌های بازیگوش

small hares

خرگوش‌های کوچک

brown hares

خرگوش‌های قهوه‌ای

long-eared hares

خرگوش‌های با گوش‌های بلند

cute hares

خرگوش‌های دوست‌داشتنی

domestic hares

خرگوش‌های اهلی

young hares

خرگوش‌های جوان

grey hares

خرگوش‌های خاکستری

جملات نمونه

hares are known for their incredible speed.

خرگوش‌ها به خاطر سرعت باورنکردنی‌شان مشهور هستند.

in spring, hares often engage in courtship rituals.

در بهار، خرگوش‌ها اغلب در آیین‌های جفت‌گیری شرکت می‌کنند.

hares can be found in various habitats around the world.

خرگوش‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

many cultures have myths about magical hares.

فرهنگ‌های زیادی اسطوره‌هایی درباره خرگوش‌های جادویی دارند.

hares are herbivores and mostly eat grass.

خرگوش‌ها گیاه‌خوار هستند و بیشتر علف می‌خورند.

watching hares in the wild can be a delightful experience.

تماشای خرگوش‌ها در طبیعت می‌تواند تجربه‌ای لذت‌بخش باشد.

hares can reproduce quickly, leading to population booms.

خرگوش‌ها می‌توانند به سرعت تولید مثل کنند که منجر به افزایش جمعیت می‌شود.

hares are often mistaken for rabbits, but they are different species.

خرگوش‌ها اغلب با خرگوش‌ها اشتباه گرفته می‌شوند، اما گونه‌های متفاوتی هستند.

some people keep hares as pets, appreciating their unique behaviors.

برخی افراد خرگوش‌ها را به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌کنند و از رفتار منحصر به فرد آنها قدردانی می‌کنند.

hares have long ears that help them detect predators.

خرگوش‌ها گوش‌های بلندی دارند که به آنها کمک می‌کند تا شکارچیان را تشخیص دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید