conjuration

[ایالات متحده]/ˌkɒndʒʊˈreɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkɑnʤəˈreɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل فراخوانی روح یا الهه؛ یک جادوئی یا طلسم؛ اجرای ترفندهای جادوئی

عبارات و ترکیب‌ها

powerful conjuration

احضار قدرتمند

dark conjuration

احضار تاریک

ancient conjuration

احضار باستانی

simple conjuration

احضار ساده

magical conjuration

احضار جادویی

mystical conjuration

احضار عرفانی

spiritual conjuration

احضار معنوی

ritual conjuration

احضار آیینی

elaborate conjuration

احضار پیچیده

quick conjuration

احضار سریع

جملات نمونه

the conjuration of spirits requires great skill.

احضار ارواح نیازمند مهارت فراوان است.

she performed a conjuration to summon her ancestors.

او برای احضار نیاکانش، طلبی انجام داد.

the magician's conjuration amazed the audience.

طلبی جادوگر، مخاطبان را شگفت‌زده کرد.

he believes that conjuration can change fate.

او معتقد است که طلبی می‌تواند سرنوشت را تغییر دهد.

conjuration rituals are often shrouded in mystery.

آیین‌های طلبی اغلب در پرده‌ای از راز پنهان هستند.

the book details various forms of conjuration.

این کتاب، اشکال مختلف طلبی را شرح می‌دهد.

conjuration is a theme in many fantasy stories.

طلبی در بسیاری از داستان‌های فانتزی، یک مضمون است.

he studied ancient texts on conjuration.

او متون باستانی در مورد طلبی را مطالعه کرد.

conjuration can be a powerful tool in magic.

طلبی می‌تواند ابزاری قدرتمند در جادو باشد.

they gathered for a night of conjuration and spells.

آنها برای یک شب طلبی و جادو جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید