consignees

[ایالات متحده]/ˌkɒnsaɪ'niː/
[بریتانیا]/ˌkɑnsaɪ'ni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متولی، دریافت‌کننده، نماینده برای فروش.

عبارات و ترکیب‌ها

authorized consignee

وارد کننده مجاز

نمونه‌های واقعی

Good. Usually, the similar contracts signed with other consignees are based on 12 months, why not follow the suit?

خوب. معمولاً قراردادهای مشابهی که با سایر گیرندگان امضا می‌شود بر اساس 12 ماه است، چرا نباید روند را دنبال کرد؟

منبع: Foreign Trade English Topics King

Very soon traders and consignees came on board.

بسیار زود، تجار و گیرندگان به جمع ما پیوستند.

منبع: Twelve Years a Slave

Who absorbs these costs will be a lengthy affair of multi-party negotiation among shippers, consignees, shipping lines, freight forwarders, and insurance companies.

چه کسی این هزینه‌ها را متحمل می‌شود، موضوع طولانی و مذاکرات چند جانبه بین حمل‌کنندگان، گیرندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل، شرکت‌های حمل و نقل بین‌المللی و شرکت‌های بیمه خواهد بود.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید