consignment

[ایالات متحده]/kən'saɪnm(ə)nt/
[بریتانیا]/kən'saɪnmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کالاهایی که به شخص دیگری برای فروش یا حمل به نمایندگی سپرده شده‌اند؛ عمل سپردن کالاها برای فروش یا حمل؛ عمل تحویل کالاها برای فروش بر اساس قرارداد سپردن.

عبارات و ترکیب‌ها

consignment agreement

قرارداد کارمزد

consignment store

فروشگاه کارمزد

consignment sale

فروش کارمزد

on consignment

به صورت کارمزدی

consignment note

گواهی کارمزد

consignment business

کسب و کار کارمزد

جملات نمونه

a consignment of drugs.

یک محموله مواد مخدر

a consignment of goods

یک محموله کالا

Their consignment of bananas was / were bad.

محموله موز آنها بد بود.

The salesman sorted his new consignment of stockings.

فروشنده دسته جدید محموله جوراب‌های خود را مرتب کرد.

Police have seized several consignments of pornography.

پلیس چندین محموله پورنوگرافی را کشف کرده است.

This last consignment of hosiery is quite up to standard.

این آخرین محموله جورابی کاملاً مطابق با استاندارد است.

Methoxychlor consignment four major production companies, acetate cobalt, manganese acetate series of intermediate products.

متوکسی کلر، چهار شرکت تولید کننده عمده، کوبالت استات، سری محصولات میانی منگنز استات.

The huge consignment of worms will be used for vermiculture composting at the Commission's maintenance centres in Varanasi and Kanpur.

این محموله بزرگ کرم‌ها برای کمپوست‌سازی کرم در مراکز تعمیرات کمیسیون در واراناسی و کانپور استفاده خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید