consistence

[ایالات متحده]/kənˈsɪstəns/
[بریتانیا]/kənˈsɪstəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت سخت یا محکم بودن؛ ضخامت یا ویسکوزیته یک ماده؛ درجه چگالی یا غلظت؛ حالت یکپارچگی یا هماهنگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

consistence check

بررسی سازگاری

data consistence

سازگاری داده

consistence model

مدل سازگاری

consistence issue

مشکل سازگاری

consistence standard

استاندارد سازگاری

consistence level

سطح سازگاری

consistence requirement

الزامات سازگاری

consistence policy

سیاست سازگاری

consistence analysis

تجزیه و تحلیل سازگاری

consistence measurement

اندازه گیری سازگاری

جملات نمونه

it is important to maintain a consistence in your work.

حفظ ثبات در کار شما مهم است.

his consistence in performance earned him a promotion.

ثبات او در عملکرد باعث ارتقای او شد.

we need to ensure the consistence of our branding.

ما باید از یکنواختی برند ما اطمینان حاصل کنیم.

her consistence in studying led to excellent grades.

ثبات او در مطالعه منجر به نمرات عالی شد.

there should be consistence in the data collected for analysis.

باید یکنواختی در داده های جمع آوری شده برای تجزیه و تحلیل وجود داشته باشد.

they strive for consistence in their customer service.

آنها برای یکنواختی در خدمات مشتری خود تلاش می کنند.

consistence in your diet can improve your health.

ثبات در رژیم غذایی شما می تواند سلامت شما را بهبود بخشد.

we value consistence in our communication strategy.

ما به یکنواختی در استراتژی ارتباطی خود ارزش قائل هستیم.

the consistence of the results surprised everyone.

یکنواختی نتایج همه را شگفت زده کرد.

achieving consistence in team efforts is crucial for success.

رسیدن به یکنواختی در تلاش های تیمی برای موفقیت بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید