consisting

[ایالات متحده]/kənˈsɪstɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈsɪstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تشکیل شدن از; شامل شدن; در ... وجود داشتن; به عنوان ... بروز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

consisting of

شامل

consisting mainly

بیشتر شامل

consisting entirely

کاملاً شامل

consisting solely

منحصراً شامل

consisting primarily

در درجه اول شامل

consisting largely

به طور عمده شامل

consisting exclusively

به طور انحصاری شامل

consisting partially

به طور جزئی شامل

consisting collectively

به طور جمعی شامل

consisting jointly

به طور مشترک شامل

جملات نمونه

the committee is consisting of five members.

کمیته از پنج عضو تشکیل شده است.

the dish is consisting of fresh vegetables and meat.

غذا از سبزیجات تازه و گوشت تشکیل شده است.

the team is consisting of experienced professionals.

تیم از متخصصان با تجربه تشکیل شده است.

the project is consisting of several phases.

پروژه از چندین فاز تشکیل شده است.

the book is consisting of various short stories.

کتاب شامل داستان‌های کوتاه مختلف است.

the orchestra is consisting of different musical instruments.

ارکستر از سازهای موسیقی مختلف تشکیل شده است.

the course is consisting of lectures and practical sessions.

این دوره شامل سخنرانی‌ها و جلسات عملی است.

the exhibition is consisting of contemporary art pieces.

نمایشگاه شامل آثار هنری معاصر است.

the recipe is consisting of simple ingredients.

دستور غذا شامل مواد اولیه ساده است.

the group is consisting of volunteers from different backgrounds.

گروه شامل داوطلبان با پیشینه‌های مختلف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید