consorting with
همنشینی با
consorting together
همنشینی با یکدیگر
consorting openly
همنشینی آشکارا
consorting secretly
همنشینی به طور مخفیانه
consorting unlawfully
همنشینی غیرقانونی
consorting frequently
همنشینی به طور مکرر
consorting closely
همنشینی نزدیک
consorting regularly
همنشینی به طور منظم
consorting abroad
همنشینی در خارج از کشور
consorting informally
همنشینی غیررسمی
he was consorting with the wrong crowd.
او با افراد نامناسب معاشرت داشت.
she was consorting with influential figures.
او با چهرههای تاثیرگذار معاشرت داشت.
consorting with criminals can lead to serious consequences.
معاشرت با مجرمان میتواند منجر به عواقب جدی شود.
they were consorting in secret.
آنها به طور مخفیانه معاشرت داشتند.
consorting with enemies is dangerous.
معاشرت با دشمنان خطرناک است.
he was accused of consorting with spies.
او به معاشرت با جاسوسان متهم شد.
she enjoys consorting with artists and musicians.
او از معاشرت با هنرمندان و نوازندگان لذت میبرد.
consorting with the elite has its perks.
معاشرت با نخبگان مزایایی دارد.
they were found consorting in a hidden location.
آنها را در حال معاشرت در یک مکان پنهان پیدا کردند.
his consorting with her raised eyebrows.
معاشرت او با او باعث بالا رفتن ابروهای افراد شد.
consorting with
همنشینی با
consorting together
همنشینی با یکدیگر
consorting openly
همنشینی آشکارا
consorting secretly
همنشینی به طور مخفیانه
consorting unlawfully
همنشینی غیرقانونی
consorting frequently
همنشینی به طور مکرر
consorting closely
همنشینی نزدیک
consorting regularly
همنشینی به طور منظم
consorting abroad
همنشینی در خارج از کشور
consorting informally
همنشینی غیررسمی
he was consorting with the wrong crowd.
او با افراد نامناسب معاشرت داشت.
she was consorting with influential figures.
او با چهرههای تاثیرگذار معاشرت داشت.
consorting with criminals can lead to serious consequences.
معاشرت با مجرمان میتواند منجر به عواقب جدی شود.
they were consorting in secret.
آنها به طور مخفیانه معاشرت داشتند.
consorting with enemies is dangerous.
معاشرت با دشمنان خطرناک است.
he was accused of consorting with spies.
او به معاشرت با جاسوسان متهم شد.
she enjoys consorting with artists and musicians.
او از معاشرت با هنرمندان و نوازندگان لذت میبرد.
consorting with the elite has its perks.
معاشرت با نخبگان مزایایی دارد.
they were found consorting in a hidden location.
آنها را در حال معاشرت در یک مکان پنهان پیدا کردند.
his consorting with her raised eyebrows.
معاشرت او با او باعث بالا رفتن ابروهای افراد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید