consorting

[ایالات متحده]/kənˈsɔːtɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈsɔrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ارتباط برقرار کردن یا وقت گذراندن با کسی؛ در توافق یا هماهنگی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

consorting with

هم‌نشینی با

consorting together

هم‌نشینی با یکدیگر

consorting openly

هم‌نشینی آشکارا

consorting secretly

هم‌نشینی به طور مخفیانه

consorting unlawfully

هم‌نشینی غیرقانونی

consorting frequently

هم‌نشینی به طور مکرر

consorting closely

هم‌نشینی نزدیک

consorting regularly

هم‌نشینی به طور منظم

consorting abroad

هم‌نشینی در خارج از کشور

consorting informally

هم‌نشینی غیررسمی

جملات نمونه

he was consorting with the wrong crowd.

او با افراد نامناسب معاشرت داشت.

she was consorting with influential figures.

او با چهره‌های تاثیرگذار معاشرت داشت.

consorting with criminals can lead to serious consequences.

معاشرت با مجرمان می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

they were consorting in secret.

آنها به طور مخفیانه معاشرت داشتند.

consorting with enemies is dangerous.

معاشرت با دشمنان خطرناک است.

he was accused of consorting with spies.

او به معاشرت با جاسوسان متهم شد.

she enjoys consorting with artists and musicians.

او از معاشرت با هنرمندان و نوازندگان لذت می‌برد.

consorting with the elite has its perks.

معاشرت با نخبگان مزایایی دارد.

they were found consorting in a hidden location.

آنها را در حال معاشرت در یک مکان پنهان پیدا کردند.

his consorting with her raised eyebrows.

معاشرت او با او باعث بالا رفتن ابروهای افراد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید