frequenting cafes
رفتن به کافه ها
frequenting parks
رفتن به پارک ها
frequenting restaurants
رفتن به رستوران ها
frequenting clubs
رفتن به کلوب ها
frequenting markets
رفتن به بازارها
frequenting gyms
رفتن به باشگاه ها
frequenting libraries
رفتن به کتابخانه ها
frequenting events
رفتن به رویدادها
frequenting beaches
رفتن به سواحل
frequenting theaters
رفتن به تئاترها
he enjoys frequenting the local coffee shop.
او از مراجعه مکرر به کافه محلی لذت می برد.
frequenting the gym has improved her health.
رفتن منظم به باشگاه باعث بهبود سلامتی او شده است.
they are frequenting that restaurant for its delicious food.
آنها به دلیل غذای خوشمزه آن، به طور مکرر به آن رستوران سر می زنند.
frequenting the library helped him with his studies.
رفتن مکرر به کتابخانه به او در تحصیلاتش کمک کرد.
she was frequenting the art gallery for inspiration.
او برای الهام گرفتن به طور مکرر از گالری هنری بازدید می کرد.
frequenting social events can expand your network.
شرکت در رویدادهای اجتماعی می تواند شبکه ارتباطی شما را گسترش دهد.
he has been frequenting the same bar for years.
او سال هاست که به همان بار سر می زند.
frequenting parks is great for relaxation.
رفتن به پارک ها برای آرامش بسیار خوب است.
she started frequenting yoga classes to relieve stress.
او برای رفع استرس شروع به شرکت منظم در کلاس های یوگا کرد.
frequenting markets is a fun way to discover local products.
بازدید از بازارها یک راه سرگرم کننده برای کشف محصولات محلی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید