third, the value orientation, viewed from the angle of historical development, conforms to the value of constitutionalist principles.
سوم، جهتگیری ارزشی، با توجه به زاویه دید توسعه تاریخی، با ارزش اصول قانون اساسی مطابقت دارد.
He is a strong advocate for constitutionalist principles.
او یک مدافع قوی اصول قانون اساسی است.
The group of constitutionalists gathered to discuss the new amendments.
گروهی از قانون اساسیگراها برای بحث در مورد اصلاحات جدید گرد هم آمدند.
She studied the works of famous constitutionalists for her thesis.
او آثار قانون اساسیگراهای مشهور را برای پایاننامه خود مطالعه کرد.
The constitutionalist party won the election by a narrow margin.
حزب قانون اساسی با اختلاف اندکی در انتخابات پیروز شد.
The constitutionalist movement aims to promote democratic values.
جنبش قانون اساسیگرا هدف خود را ترویج ارزشهای دموکراتیک میداند.
As a constitutionalist, he believes in the rule of law.
همانطور که یک قانون اساسیگرا، او به حاکمیت قانون اعتقاد دارد.
The constitutionalist scholar published a groundbreaking book on governance.
محقق قانون اساسیگرا کتابی پیشگامانه در مورد حکومت منتشر کرد.
The constitutionalist approach to governance emphasizes checks and balances.
رویکرد قانون اساسیگرایانه به حکومت بر نظارت و تعادل تاکید دارد.
The constitutionalist viewpoint is gaining traction among young voters.
دیدگاه قانون اساسیگرایانه در حال به دست آوردن محبوبیت در میان رای دهندگان جوان است.
The constitutionalist interpretation of the constitution is widely debated in legal circles.
تفسیر قانون اساسیگرایانه قانون اساسی به طور گسترده در محافل حقوقی مورد بحث قرار میگیرد.
third, the value orientation, viewed from the angle of historical development, conforms to the value of constitutionalist principles.
سوم، جهتگیری ارزشی، با توجه به زاویه دید توسعه تاریخی، با ارزش اصول قانون اساسی مطابقت دارد.
He is a strong advocate for constitutionalist principles.
او یک مدافع قوی اصول قانون اساسی است.
The group of constitutionalists gathered to discuss the new amendments.
گروهی از قانون اساسیگراها برای بحث در مورد اصلاحات جدید گرد هم آمدند.
She studied the works of famous constitutionalists for her thesis.
او آثار قانون اساسیگراهای مشهور را برای پایاننامه خود مطالعه کرد.
The constitutionalist party won the election by a narrow margin.
حزب قانون اساسی با اختلاف اندکی در انتخابات پیروز شد.
The constitutionalist movement aims to promote democratic values.
جنبش قانون اساسیگرا هدف خود را ترویج ارزشهای دموکراتیک میداند.
As a constitutionalist, he believes in the rule of law.
همانطور که یک قانون اساسیگرا، او به حاکمیت قانون اعتقاد دارد.
The constitutionalist scholar published a groundbreaking book on governance.
محقق قانون اساسیگرا کتابی پیشگامانه در مورد حکومت منتشر کرد.
The constitutionalist approach to governance emphasizes checks and balances.
رویکرد قانون اساسیگرایانه به حکومت بر نظارت و تعادل تاکید دارد.
The constitutionalist viewpoint is gaining traction among young voters.
دیدگاه قانون اساسیگرایانه در حال به دست آوردن محبوبیت در میان رای دهندگان جوان است.
The constitutionalist interpretation of the constitution is widely debated in legal circles.
تفسیر قانون اساسیگرایانه قانون اساسی به طور گسترده در محافل حقوقی مورد بحث قرار میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید