constringes

[ایالات متحده]/kənˈstrɪndʒɪz/
[بریتانیا]/kənˈstrɪnʤɪz/

ترجمه

v. به تنگ آوردن، نزدیک کردن، یا فشرده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

constringes muscles

انقباض عضلات

constringes vessels

انقباض رگ‌ها

constringes fibers

انقباض الیاف

constringes tissue

انقباض بافت

constringes nerves

انقباض اعصاب

constringes arteries

انقباض شریان‌ها

constringes pathways

انقباض مسیرها

constringes openings

انقباض دهانه‌ها

constringes tissues

انقباض بافت‌ها

constringes structures

انقباض ساختارها

جملات نمونه

fear constringes our ability to think clearly.

ترس توانایی ما را برای تفکر واضح محدود می‌کند.

his strict upbringing constringes his social interactions.

پرورش سختگیرانه او تعاملات اجتماعی او را محدود می‌کند.

the rules constringe creativity in the workplace.

قوانین خلاقیت را در محیط کار محدود می‌کنند.

time constraints constringe our project timeline.

محدودیت‌های زمانی جدول زمانی پروژه ما را محدود می‌کنند.

her anxiety constringes her ability to perform.

اضطراب او توانایی او را برای انجام کار محدود می‌کند.

the narrow streets constringe traffic flow.

جاده‌های باریک جریان ترافیک را محدود می‌کنند.

his rigid mindset constringes his personal growth.

نگرش سخت و انعطاف‌ناپذیر او رشد شخصی او را محدود می‌کند.

financial issues constringe our options for expansion.

مشکلات مالی گزینه‌های ما را برای گسترش محدود می‌کند.

her fear of failure constringes her ambitions.

ترس او از شکست جاه‌طلبی‌های او را محدود می‌کند.

strict regulations constringe the industry’s innovation.

مقررات سخت‌گیرانه نوآوری صنعت را محدود می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید