contemning authority
بی احترامی به اقتدار
contemning rules
بی احترامی به قوانین
contemning norms
بی احترامی به هنجارها
contemning law
بی احترامی به قانون
contemning traditions
بی احترامی به سنتها
contemning values
بی احترامی به ارزشها
contemning opinions
بی احترامی به نظرات
contemning beliefs
بی احترامی به باورها
contemning society
بی احترامی به جامعه
contemning customs
بی احترامی به رسوم
contemning the rules can lead to serious consequences.
نادیده گرفتن قوانین میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was contemning his advice, thinking she knew better.
او در حال نادیده گرفتن نصیحت او بود، با این فکر که بهتر از او میداند.
contemning authority can create a chaotic environment.
نادیده گرفتن اقتدار میتواند یک محیط آشفته ایجاد کند.
he is often contemning the opinions of his peers.
او اغلب نظرات همسالان خود را نادیده میگیرد.
contemning tradition can sometimes lead to innovation.
نادیده گرفتن سنت گاهی اوقات میتواند منجر به نوآوری شود.
they are contemning the past and looking towards the future.
آنها در حال نادیده گرفتن گذشته و نگاه کردن به آینده هستند.
contemning societal norms can result in isolation.
نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی میتواند منجر به انزوا شود.
he was contemning the challenges ahead.
او چالشهای پیش رو را نادیده میگرفت.
contemning the efforts of others is not wise.
نادیده گرفتن تلاشهای دیگران عاقلانه نیست.
she faced criticism for contemning the established practices.
او به دلیل نادیده گرفتن روشهای مستقر مورد انتقاد قرار گرفت.
contemning authority
بی احترامی به اقتدار
contemning rules
بی احترامی به قوانین
contemning norms
بی احترامی به هنجارها
contemning law
بی احترامی به قانون
contemning traditions
بی احترامی به سنتها
contemning values
بی احترامی به ارزشها
contemning opinions
بی احترامی به نظرات
contemning beliefs
بی احترامی به باورها
contemning society
بی احترامی به جامعه
contemning customs
بی احترامی به رسوم
contemning the rules can lead to serious consequences.
نادیده گرفتن قوانین میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was contemning his advice, thinking she knew better.
او در حال نادیده گرفتن نصیحت او بود، با این فکر که بهتر از او میداند.
contemning authority can create a chaotic environment.
نادیده گرفتن اقتدار میتواند یک محیط آشفته ایجاد کند.
he is often contemning the opinions of his peers.
او اغلب نظرات همسالان خود را نادیده میگیرد.
contemning tradition can sometimes lead to innovation.
نادیده گرفتن سنت گاهی اوقات میتواند منجر به نوآوری شود.
they are contemning the past and looking towards the future.
آنها در حال نادیده گرفتن گذشته و نگاه کردن به آینده هستند.
contemning societal norms can result in isolation.
نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی میتواند منجر به انزوا شود.
he was contemning the challenges ahead.
او چالشهای پیش رو را نادیده میگرفت.
contemning the efforts of others is not wise.
نادیده گرفتن تلاشهای دیگران عاقلانه نیست.
she faced criticism for contemning the established practices.
او به دلیل نادیده گرفتن روشهای مستقر مورد انتقاد قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید