contemning

[ایالات متحده]/kənˈtɛm.nɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈtɛm.nɪŋ/

ترجمه

v. با تحقیر نگریستن؛ به تمسخر گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

contemning authority

بی احترامی به اقتدار

contemning rules

بی احترامی به قوانین

contemning norms

بی احترامی به هنجارها

contemning law

بی احترامی به قانون

contemning traditions

بی احترامی به سنت‌ها

contemning values

بی احترامی به ارزش‌ها

contemning opinions

بی احترامی به نظرات

contemning beliefs

بی احترامی به باورها

contemning society

بی احترامی به جامعه

contemning customs

بی احترامی به رسوم

جملات نمونه

contemning the rules can lead to serious consequences.

نادیده گرفتن قوانین می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was contemning his advice, thinking she knew better.

او در حال نادیده گرفتن نصیحت او بود، با این فکر که بهتر از او می‌داند.

contemning authority can create a chaotic environment.

نادیده گرفتن اقتدار می‌تواند یک محیط آشفته ایجاد کند.

he is often contemning the opinions of his peers.

او اغلب نظرات همسالان خود را نادیده می‌گیرد.

contemning tradition can sometimes lead to innovation.

نادیده گرفتن سنت گاهی اوقات می‌تواند منجر به نوآوری شود.

they are contemning the past and looking towards the future.

آنها در حال نادیده گرفتن گذشته و نگاه کردن به آینده هستند.

contemning societal norms can result in isolation.

نادیده گرفتن هنجارهای اجتماعی می‌تواند منجر به انزوا شود.

he was contemning the challenges ahead.

او چالش‌های پیش رو را نادیده می‌گرفت.

contemning the efforts of others is not wise.

نادیده گرفتن تلاش‌های دیگران عاقلانه نیست.

she faced criticism for contemning the established practices.

او به دلیل نادیده گرفتن روش‌های مستقر مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید