contessa

[ایالات متحده]/kɒn'tesə/
[بریتانیا]/kənˈtɛsə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشراف‌زاده زن با رتبهٔ کنت یا ارل؛ یک زن اشرافی با وضعیت اجتماعی بالا
Word Forms
جمعcontessas

جملات نمونه

Neapolitan contessa with a taste for jewelry.

کنتس ناپلئونی با سلیقه‌ای برای جواهرات.

the contessa wore an elegant gown to the ball

کنتس یک لباس شب مجلل به مهمانی می‌پوشید.

the contessa hosted a lavish dinner party

کنتس یک مهمانی شام مجلل برگزار کرد.

the contessa's estate was vast and beautiful

املاک کنتس وسیع و زیبا بود.

the contessa's jewels sparkled in the sunlight

جواهرات کنتس در نور خورشید می‌درخشیدند.

the contessa's portrait hung in the grand hall

تصویرنگار کنتس در تالار بزرگ آویخته بود.

the contessa's reputation for generosity was well-known

شهرت کنتس برای سخاوت به خوبی شناخته شده بود.

the contessa's voice was soft and melodious

صدای کنتس آرام و دلنشین بود.

the contessa's wisdom was sought by many

حکمت کنتس توسط بسیاری از افراد مورد توجه قرار می‌گرفت.

to be in the presence of a contessa was a rare privilege

حضور در کنار یک کنتس یک امتیاز نادر بود.

the contessa's grace and poise captivated all who met her

ظرافت و وقار کنتس همه کسانی را که با او ملاقات می‌کردند، مجذوب خود می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید