| جمع | contestees |
contestee selection
انتخاب شرکتکنندگان
contestee feedback
بازخورد شرکتکنندگان
contestee registration
ثبتنام شرکتکنندگان
contestee performance
عملکرد شرکتکنندگان
contestee eligibility
شرایط احراز صلاحیت شرکتکنندگان
contestee rights
حقوق شرکتکنندگان
contestee rules
قوانین شرکتکنندگان
contestee support
حمایت از شرکتکنندگان
contestee details
جزئیات شرکتکنندگان
contestee awards
جوایز شرکتکنندگان
the contestee showed great skill in the competition.
شرکتکننده مهارتهای چشمگیری در مسابقه نشان داد.
each contestee must submit their entry by the deadline.
هر شرکتکننده باید اثر خود را تا مهلت مقرر ارسال کند.
the contestee received praise for their innovative approach.
شرکتکننده به دلیل رویکرد نوآورانه خود مورد تحسین قرار گرفت.
as a contestee, you must adhere to the rules.
به عنوان یک شرکتکننده، شما باید به قوانین پایبند باشید.
the contestee's performance impressed the judges.
عملکرد شرکتکننده داوران را تحت تأثیر قرار داد.
there were many contestees from different backgrounds.
شرکتکنندگان زیادی از پیشینههای مختلف وجود داشتند.
being a contestee can be both exciting and stressful.
شرکتکننده بودن میتواند هم هیجانانگیز و هم استرسزا باشد.
the contestee must demonstrate their talents on stage.
شرکتکننده باید استعدادهای خود را روی صحنه به نمایش بگذارد.
the contestee worked hard to prepare for the event.
شرکتکننده سخت برای آمادگی برای رویداد تلاش کرد.
the contestee received feedback to improve their skills.
شرکتکننده بازخورد دریافت کرد تا مهارتهای خود را بهبود بخشد.
contestee selection
انتخاب شرکتکنندگان
contestee feedback
بازخورد شرکتکنندگان
contestee registration
ثبتنام شرکتکنندگان
contestee performance
عملکرد شرکتکنندگان
contestee eligibility
شرایط احراز صلاحیت شرکتکنندگان
contestee rights
حقوق شرکتکنندگان
contestee rules
قوانین شرکتکنندگان
contestee support
حمایت از شرکتکنندگان
contestee details
جزئیات شرکتکنندگان
contestee awards
جوایز شرکتکنندگان
the contestee showed great skill in the competition.
شرکتکننده مهارتهای چشمگیری در مسابقه نشان داد.
each contestee must submit their entry by the deadline.
هر شرکتکننده باید اثر خود را تا مهلت مقرر ارسال کند.
the contestee received praise for their innovative approach.
شرکتکننده به دلیل رویکرد نوآورانه خود مورد تحسین قرار گرفت.
as a contestee, you must adhere to the rules.
به عنوان یک شرکتکننده، شما باید به قوانین پایبند باشید.
the contestee's performance impressed the judges.
عملکرد شرکتکننده داوران را تحت تأثیر قرار داد.
there were many contestees from different backgrounds.
شرکتکنندگان زیادی از پیشینههای مختلف وجود داشتند.
being a contestee can be both exciting and stressful.
شرکتکننده بودن میتواند هم هیجانانگیز و هم استرسزا باشد.
the contestee must demonstrate their talents on stage.
شرکتکننده باید استعدادهای خود را روی صحنه به نمایش بگذارد.
the contestee worked hard to prepare for the event.
شرکتکننده سخت برای آمادگی برای رویداد تلاش کرد.
the contestee received feedback to improve their skills.
شرکتکننده بازخورد دریافت کرد تا مهارتهای خود را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید