contests

[ایالات متحده]/ˈkɒntɛsts/
[بریتانیا]/ˈkɑːnˌtɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای چیزی رقابت کردن
n. مسابقات یا رویدادهایی که مردم در آن رقابت می‌کنند
vt. بحث کردن یا به چالش کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

art contests

مسابقات هنری

music contests

مسابقات موسیقی

writing contests

مسابقات نویسندگی

dance contests

مسابقات رقص

photo contests

مسابقات عکاسی

cooking contests

مسابقات آشپزی

science contests

مسابقات علمی

sports contests

مسابقات ورزشی

talent contests

مسابقات استعداد

beauty contests

مسابقات زیبایی

جملات نمونه

many students participate in science contests every year.

بسیاری از دانش آموزان هر سال در مسابقات علمی شرکت می کنند.

she won several art contests during her school years.

او در طول سال های مدرسه در چندین مسابقه هنری برنده شد.

contests can be a great way to showcase your talents.

مسابقات می توانند راهی عالی برای نشان دادن استعدادهای شما باشند.

the company organizes contests to promote teamwork.

شرکت برای ترویج کار گروهی مسابقاتی را برگزار می کند.

he is known for his skills in cooking contests.

او به خاطر مهارت هایش در مسابقات آشپزی شناخته شده است.

contests often have strict rules and guidelines.

مسابقات اغلب قوانین و دستورالعمل های سختگیرانه ای دارند.

winning contests can boost your confidence significantly.

برنده شدن در مسابقات می تواند اعتماد به نفس شما را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

she enjoys entering writing contests to improve her skills.

او از شرکت در مسابقات نویسندگی برای بهبود مهارت های خود لذت می برد.

contests can help you connect with like-minded individuals.

مسابقات می توانند به شما کمک کنند تا با افراد همفکر ارتباط برقرار کنید.

many online platforms host contests for creative projects.

بسیاری از پلتفرم های آنلاین میزبان مسابقاتی برای پروژه های خلاقانه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید