emergencies

[ایالات متحده]/iˈmɜːdʒənsi/
[بریتانیا]/iˈmɜːrdʒənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی یا حالتی از امور که نیاز به اقدام یا توجه فوری دارد؛ یک بحران یا رویداد غیرقابل پیش‌بینی ناگهانی؛ زمانی از فوریت زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

emergency room

اتاق اورژانس

emergency call

تماس اضطراری

emergency response

پاسخ اضطراری

emergency services

خدمات اورژانس

in an emergency

در شرایط اضطراری

in emergency

در شرایط اورژانسی

emergency treatment

درمان اورژانس

emergency measures

اقدامات اضطراری

emergency department

بخش اورژانس

state of emergency

وضعیت اضطراری

meet an emergency

برخورد با یک اورژانس

emergency power

منبع تغذیه اضطراری

emergency situation

شرایط اضطراری

emergency lighting

نورپردازی اضطراری

emergency meeting

جلسه اضطراری

emergency medicine

طب اورژانس

medical emergency

وضعیت اضطراری پزشکی

emergency exit

خروجی اضطراری

emergency relief

کمک های اضطراری

emergency aid

کمک‌های اضطراری

جملات نمونه

They took the emergency in their stride.

آنها بحران را با اعتماد به نفس پیش بردند.

invoke emergency powers.

اعمال قدرت‌های اضطراری.

In an emergency, telephone the police.

در صورت بروز اضطرار، با پلیس تماس بگیرید.

emergency generators cut in.

ژنراتورهای اضطراری وارد مدار شدند.

a doctor in emergency cleans the wound.

یک پزشک در اورژانس زخم را تمیز می‌کند.

their emergency rations ran out.

ذخایر غذایی اضطراری آنها تمام شد.

has an open hour for emergency cases.

برای موارد اضطراری یک ساعت باز دارد.

The emergency room pulsated with activity.

اتاق اورژانس مملو از فعالیت بود.

was taken to the emergency room in a state of syncope.

در حالت غش به اورژانس منتقل شد.

yanked the emergency cord.

طناب اضطراری را کشید.

a hospital that provides emergency care.

بیمارستانی که خدمات اورژانس ارائه می‌دهد.

a state of emergency; a voice full of emergency.

حالت اضطراری؛ صدایی مملو از اضطرار.

requisition vehicles to deal with an emergency

واحدهای خودرو را برای مقابله با یک وضعیت اضطراری درخواست کنید.

The police must be able to react swiftly in an emergency.

پلیس باید بتواند به سرعت در صورت بروز اضطرار واکنش نشان دهد.

نمونه‌های واقعی

They might be experiencing a medical emergency.

ممکن است دچار یک اورژانس پزشکی باشند.

منبع: Graphic Information Show

Have you treated any real emergencies?

آیا تا به حال اورژانس های واقعی را درمان کرده اید؟

منبع: EnglishPod 181-270

The Indian medical association has declared a state of medical emergency.

انجمن پزشکی هند حالت اورژانس پزشکی را اعلام کرده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

The authorities have declared a medical emergency.

مقامات یک اورژانس پزشکی را اعلام کرده اند.

منبع: BBC Listening Collection July 2022

Excuse me, but this is an emergency.

ببخشید، اما این یک اورژانس است.

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

Well, in case of an emergency. -What kind of emergency?

خب، در صورت بروز اورژانس. - چه نوع اورژانسی؟

منبع: Friends Season 7

The presidents of these countries recognized the emergencies.

رؤسای این کشورها اورژانس ها را تشخیص دادند.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

You could say that homelessness is a national emergency.

می توانید بگویید که بی خانمانی یک اورژانس ملی است.

منبع: VOA Daily Standard February 2019 Collection

So earlier this month, the president declared a national emergency.

بنابراین در اوایل این ماه، رئیس جمهور یک اورژانس ملی اعلام کرد.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

An organ that's got your back in an emergency.

اندامی که در مواقع اضطراری از شما حمایت می کند.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید