clever contrivance
دستگاه هوشمند
mechanical contrivance
دستگاه مکانیکی
useful contrivance
دستگاه مفید
ingenious contrivance
دستگاه نوآورانه
artificial contrivance
دستگاه مصنوعی
the story is told with an absence of contrivance or literary device.
داستان با نبودن حقه یا وسیله ادبی گفته می شود.
Such a machine is beyond the contrivance of ordinary people.
چنین ماشینی فراتر از اختراع و ابتکار افراد عادی است.
He used a contrivance to cheat on the test.
او از یک راه حل غیرمعمول برای تقلب در امتحان استفاده کرد.
The contrivance of the machine made the task easier.
اختراع دستگاه انجام کار را آسانتر کرد.
She relied on a clever contrivance to escape the room.
او برای فرار از اتاق به یک راه حل هوشمندانه متکی بود.
The contrivance of the plan was evident in its complexity.
پیچیدگی طرح در ساختار آن آشکار بود.
The contrivance of the puzzle impressed everyone.
ابتکار معما همه را تحت تاثیر قرار داد.
He invented a contrivance to help with household chores.
او یک اختراع برای کمک به کارهای خانه به وجود آورد.
The contrivance of the plot kept the audience guessing until the end.
طرح داستان باعث شد تا تماشاگران تا پایان داستان حدس بزنند.
The contrivance of the mechanism was innovative.
طراحی مکانیسم نوآورانه بود.
She used a contrivance to fix the broken door.
او از یک راه حل برای تعمیر درِ شکسته استفاده کرد.
His contrivance to win her heart was both romantic and thoughtful.
راه حل او برای به دست آوردن قلبش هم عاشقانه و هم فکر شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید