convenors

[ایالات متحده]/kənˈviːnəz/
[بریتانیا]/kənˈviːnərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که برای برگزاری یا گردهمایی یک جلسه جمع می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

meeting convenors

رهبران جلسه

event convenors

رهبران رویداد

conference convenors

رهبران کنفرانس

workshop convenors

رهبران کارگاه

session convenors

رهبران نشست

local convenors

رهبران محلی

academic convenors

رهبران علمی

project convenors

رهبران پروژه

network convenors

رهبران شبکه

community convenors

رهبران جامعه

جملات نمونه

the convenors of the conference organized a productive meeting.

سازندگان کنفرانس یک جلسه سازنده را سازماندهی کردند.

all convenors must submit their reports by the deadline.

همه سازندگان باید گزارش‌های خود را تا زمان مقرر ارسال کنند.

the convenors worked together to create a detailed agenda.

سازندگان برای ایجاد برنامه دقیق با هم همکاری کردند.

each group has its own convenors to facilitate discussions.

هر گروه سازندگان خود را برای تسهیل بحث‌ها دارد.

the convenors are responsible for ensuring all voices are heard.

سازندگان مسئول اطمینان از شنیده شدن همه صداها هستند.

convenors need to collaborate effectively for a successful event.

سازندگان برای یک رویداد موفق باید به طور موثر همکاری کنند.

the convenors announced the next meeting date to all participants.

سازندگان تاریخ جلسه بعدی را به اطلاع همه شرکت‌کنندگان رساندند.

feedback from participants is crucial for convenors to improve.

بازخورد از شرکت‌کنندگان برای بهبود سازندگان بسیار مهم است.

convenors must be skilled in conflict resolution during discussions.

سازندگان باید در حل اختلاف در طول بحث‌ها مهارت داشته باشند.

the convenors facilitated a workshop on effective communication.

سازندگان یک کارگاه آموزشی در مورد ارتباط موثر تسهیل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید